فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٥ - مبحث دوم انواع تولد جامع١٧٢٨ سياسى جديد
معيارى است؟
٧. ارزش اعلام اراده دولتهاى قديم در سرنوشت دولت جديد تا چه اندازه مىتواند مؤثر باشد؟
٨. در شناسائى به مفهومى كه مؤسسه حقوق بين الملل ارائه داده، نقش اراده ملتها تا چه حد ملحوظ شده است؟
٩. عضويت در مجامع بين المللى چه نوع امتيازهائى را مىتواند به بار بياورد؟
ابهام ناشى از تعريف مزبور وقتى بيشتر و عميقتر مىشود كه ما اشكال مختلف تولد جامعه سياسى جديد را مورد بررسى قرار داده و پيش فرضهاى تعريف را در باره هر كدام مطالعه و بررسى نمائيم.
مبحث دوم: انواع تولد جامعه سياسى جديد
تولد دولتها و كشورها به دنبال يك سلسله عوامل مختلف رخ مىدهد و همه جا به يك شكل، و به روال واحد نيست. معمولاً دولتهاى جديد به صورت يكى از اشكال زير به وجود مىآيد:
١. هنگامى كه ملتهاى دربند از اسارت رهائى مىيابند و با حركتى ضد استعمارى كشور يا كشورهاى سلطهگر را ناگزير به قبول واقعيتها و تجديد نظر در موقعيت خود مىكنند و به دنبال مبارزهاى بىامان مقررات و سرنوشت خود را به دست مىگيرند و به استقلال مىرسند، جامعه سياسى جديدى متولد و دولتى شكل مىگيرد.
اكنون اگر پيش فرضهاى تعريف شناسائى دولتها را در رابطه با چنين دولت نو بنياد جديد مورد مطالعه قرار دهيم، سؤالات طرح شده، بعد تازهاى پيدا مىكند.
زيرا جريان تولد چنين دولت نوبنيادى معمولاً بر خلاف اراده و منافع دولتهاى سلطهگر قديمى و عوامل و متحدين آنها مىباشد و عملاً هم همين قدرتهاى استكبارى بزرگ هستند كه مايه اصلى استعمار، و هم اساس تشكيلاتى عناصر ياد شده مىباشند. بديهى است كه در چنين شرايطى، مسئله شناسائى دولت جديد با