فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٤ - مبحث اول تعريف شناسائى
اعلام مىنمايند».
در اين تعريف وجود عناصرى چون: «دولتهاى قديمى»، «تولد يك جامعه سياسى مستقل و نوبنياد»، «بنياد حقوق بين الملل»، «توانائى دولتها» و «عضويت در جامعه بين المللى» مفروض گرفته شده و با چنين پيش فرضهائى مسأله شناسائى تعريف شده است، به اين معنى كه خواه ناخواه بدون اين عناصر مسأله شناسائى از ديد حقوقى اعتبار نخواهد داشت.
از آنجا كه هر نوع نهادى با يك سلسله مشخصات و خصائص ممتاز تشكيل مىگردد و مؤسس نهاد مىتواند در كميت و كيفيت اين مشخصات اعلام نظر نمايد و در نتيجه تعريف نهاد را با همين مشخصات از پيش فرض شده ارائه كند، نمىتوان در اين تعريف، كه براى نهاد شناسائى بعنوان يك تأسيس حقوقى جديد ارائه شده، خدشه وارد كرد، اما دقت در تعريف فوق با ابهاماتى همراه است كه سؤال برانگيز مىباشد، و آنها كه اين تعريف را ارائه دادهاند و يا دست كم قبول كردهاند، بايد به اين سؤالات پاسخ بدهند و براى تكميل نهاد يا تعريف آن چارهاى بينديشند.
نكات زير در اين تعريف قابل تأمل و بررسى است:
١. هر كدام از عناصر مزبور كه به نحوى در اعتبار شناسائى دولت جديد و نهايتاً در شخصيت بين المللى جامعه سياسى نوبنياد مؤثر مىباشد، به لحاظ ارزش و ميزان نقشى كه به آن داده شده، جاى بحث و گفتگو دارد
٢. شناسائى دولتهاى قديم چگونه انجام گرفته و امتياز دولت قديم در اعتبار قانونى دادن به دولت جديد چيست؟
٣. جامعه سياسى جديد بر چه اساسى تولد يافته و مشروعيت حاكميت آن از چه عواملى نشأت گرفته است؟
٤. حقوق بين الملل با چه ملاك و مشروعيتى تبيين شده كه دولت نوبنياد جديد، ملزوم به مراعات آن مىباشد؟
٥. توانائى يا عدم توانائى مراعات حقوق بين الملل توسط دولت جديد با كدام معيار سنجيده مىشود؟
٦. جامعه بين الملل چگونه بايد شكل بگيرد و مشروعيت آن بر اساس چه