فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٣ - هجرت و فتح
بازگشت از دار الهجره
از آنجا كه اسلام زندگى كفرآميز در شرايط دار الكفر را زندگى جاهلى مىشمارد، به اين لحاظ قرآن كسانى را كه به زندگى جاهلى تن در دادهاند «اعراب» خوانده است.
اعراب در اصل به باديهنشينهاى فاقد آداب و تمدن و فرهنگ انسانى گفته مىشد، ولى در قرآن به مفهوم كسانى كه به زندگى كفرآميز خود ادامه مىدهند و تاريكى را بر زندگى در پرتو توحيد و ايمان برگزيدهاند به كار برده شده است.
حديث نبوى مشهور [١] در زمينه حرمت تعرب بعد از هجرت، بر اساس اين تفسير قرآنى از كلمه اعراب مىباشد و بيانگر يك حكم سياسى در زمينه انتخاب محل زندگى است.
طبق اين حديث مسلمان نمىتواند بعد از انتقال به دار الهجره يعنى محلى كه امنيت دينى و اعتقادى او را تأمين مىكند، دوباره به دار الكفر و محل ناامنى كه اجازه ديندارى را به او نمىدهد بازگردد و اين نوع ارتجاع، تعرب يعنى عرب شدن به معنى بازگشت به جاهليت تلقى شده است.
هجرت و فتح
موضوع هجرت از نظر جغرافيائى دار الاسلام است، بنابراين هرگاه سرزمين و كشورى به دار الاسلام تبديل شد و يا حكم دار الاسلام را از نظر امنيت و قانون اسلام پيدا نمود، هجرت منتفى خواهد بود، چنانكه در حديث نبوى آمده است «لا هجرة بعد الفتح» [٢] (بعد از فتح مكه ديگر هجرت به مدينه لازم نيست). بنابراين، يكى از موجبات نفى وجوب هجرت، تبديل دار الحرب به دار الاسلام مىباشد كه از باب مقدمه مىتواند براى مسلمانانى كه به طور مختلط در كشورهاى لائيك زندگى مىكنند، مسئوليت ايجاد نمايد.
[١] لا تعرب بعد الهجرة، وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٧٥
[٢] همان مأخذ ص ٧٧.