فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢١ - دار الهجره كجاست؟
(قٰالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِيهٰا) ١ (به هنگام مرگ به آنها كه بر اثر ماندن در شرايط اختناق و استضعاف قادر به انجام وظائف خود نشدهاند، گفته مىشود: آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن هجرت نمائيد؟).
گرچه مفاد آيه هجرت بيشتر از اين نيست كه هركس نتواند در شرايط خاصى به تكاليف و تعهدات عبادى و اجتماعى خود طبق قوانين شرع عمل نمايد، بايد خود را از آن شرايط محدودكننده بيرون آورد، و اين نوع هجرت مستلزم انتقال به دار الاسلام نيست، زيرا ممكن است با هجرت به بخشى از دار الكفر كه امكان عمل به تعهدات اسلامى در آنجا وجود دارد، وظيفه هجرت كه در آيه آمده انجام بگيرد.
ولى دار الاسلام نيز خود يكى از مصاديق دارالهجرهاى است كه در آيه به طور ضمنى بيان شده است و مسلمان در هركجا كه به سر مىبرد مىتواند با هجرت به دار الاسلام امكان لازم را براى اداى واجبات و تعهدات اسلامى خود تحصيل نمايد.
دار الهجره كجاست؟
از واژه دار المهاجرين كه در حديث نبوى آمده است بيشتر، شهر مدينه در عصر پيامبر (ص) متبادر مىشود كه محل اجتماع و زندگى مهاجرين بوده است، ولى اين بدان معنى نيست كه دار الهجره اختصاص به مدينه داشته باشد و به شهر يا كشور ديگرى صدق نكند. شرايط خاص مدينه به هنگام هجرت رسول خدا به آن شهر و تجمع مسلمين و تشكيل اولين دولت اسلامى در اين مركز، ايجاب مىنمود كه شهر مدينه از مصاديق بارز دار الهجره محسوب گردد. تبادر مدينه از دار المهاجرين بدين لحاظ است كه شهر مدينه در آن شرايط تنها جاى امن مسلمانان بوده و به جز مدينه محل امن ديگرى براى مسلمانان وجود نداشته است، به تعبير روشنتر مدينه تنها مصداق دار الهجره بوده است.
بررسى دقيقتر آيه هجرت نشان مىدهد كه دار الهجره عبارت از محل امنى است
[١] . نساء: ٩٧.