فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٣ - ١ دار الاسلام
دار الفكر قابل جمع مىباشد، درحالىكه در تقسيمبندى ديگرى كه در نظريه علامه حلى در كتاب تذكرة الفقهاء مىبينيم دار الاسلام در برابر دار الكفر قرار گرفته است، علامه حلى دار الكفر را به دو بخش تقسيم كرده است:
الف - سرزمينهائى كه متعلق به مسلمين بوده و كفار تصاحب كردهاند.
ب - سرزمينهائى كه كفار در آن سكونت دارند و مسلمين در آن بلاد تابعيت اصلى و اقامتگاه ثابتى ندارند. گرچه ممكن است مسلمانانى چون تجار يا مسافر و يا به نحو ديگرى در آن سرزمينها سكونت داشته باشند [١] .
بدين ترتيب علامه حلى شهرها و كشورهاى اسلامى اشغال شده توسط كفار را بخشى از دار الكفر تلقى نموده است.
وى دار الاسلام را شامل دو بخش نموده و بخشى را به سرزمينهائى كه توسط مسلمانان آباد شده اختصاص داده، و بخش ديگر را شامل بلاد فتحشده مسلمين دانسته است، و در مورد بخش دوم، اين فرض را ممكن شمرده است كه كليه مردم آن بلاد، غير مسلمان باشند، و در نتيجه دار الاسلام بدون مسلمان در نظريه علامه حلى نيز شكل گرفته است [٢] .
١. در تقسيمبندى علامه حلى دو اشكال به نظر مىرسد:
با توجه به نتيجه اخير كه از نظريه علامه حلى به دست آمد، اصل تقسيمبندى به دار الاسلام و دار الكفر و فرض تقابل بين آن دو در كلام وى نمىتواند قابل قبول باشد.
٢. بلادى كه بخشى از مردم آنها مسلمان شده و تابعيت ملى خود را حفظ كرده و در آن سرزمين بر سكونت خود ادامه دادهاند، بر اساس نظريه علامه حلى نه جزئى از دار الاسلام محسوب مىشوند و نه از دار الكفر، زيرا اين فرض از دو نوع دار الاسلام مفروض وى خارج است و نوع اول دار الكفر نيز بر آن صادق نيست و نوع دوم دار الكفر نيز نظر به قيدى كه در تفسير آن ديده مىشود، و چنانكه گفتيم بنابر رأى علامه حلى نبايد در فرض نوع دوم دار الكفر مسلمانى با تابعيت اصلى ملى
[١] . علامه حلى، تذكرة الفقهاء، ج ٢، ص ٢٧٦
[٢] رجوع شود به همان مأخذ، ص ٢٧٥.