فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٢ - ١ دار الاسلام
قرن دوم به منظور بيان احكام خاصى بوده است كه در زمينه صلح و جنگ ناگزير از بيان آن بودهاند. از آنجا كه تقسيم به لحاظ وجود جنگ بوده، با پايان گرفتن آن ناگزير تقسيمبندى به دار الاسلام و دار الحرب نيز اعتبار خود را از دست خواهد داد [١] .
گرچه در فقه شيعه نيز به پيروى از فقه اهل سنت تعابير مشابهى به كار گرفته شده، ولى از آنجا كه در فقه شيعه به جز احاديث نبوى، روايات ائمه اهل بيت عليهم السلام نيز از منابع و ادله استنباط احكام الهى به شمار مىرود، عنوان دار الحرب از عناوين اصيل اسلامى است كه از حديث نبوى كه از طريق اهل بيت (ع) رسيده اتخاذ شده است.
امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه فرمود: إلاّ أنّني برى من كل مسلم ترك مع مشرك فى دار الحرب [٢] . (آگاه باشيد من از هر مسلمانى كه با مشركى در دار الحرب به سر مىبرد بيزارم).
در حديث ديگر امام صادق (ع) فرمود: انما الغريب الذي يكون فى دار الشرك [٣] (غريب واقعى آن كسى است كه در دار الشرك زندگى مىكند).
در روايت ديگر آمده است كه از امام صادق سؤال شد سپاهى در «ارض الحرب» جهاد كرده و غنائمى به دست آورده است، آنگاه سپاه ديگرى پيش از آنكه سپاه اول به دار الاسلام برسد به آن محل آمده، ولى غنيمتى به دست نياورده است و به دنبال سپاه اول به دار الاسلام وارد شده، آيا دو سپاه در غنائم شريكند؟ امام در پاسخ فرمود: بلى [٤] .
در مورد ديگر از امام صادق (ع) سؤال شده مردى كه در دار الحرب مسلمان شده و اينك مسلمانان بر آن ديار پيروز گشتهاند حال او چگونه خواهد بود؟ امام فرمود: اسلام او براى خود او و اولاد نابالغش مفيد خواهد بود، ولى خانه و زمينش
[١] . رجوع شود به السياسة الشرعية او نظام الدولة الاسلاميه، تأليف شيخ عبد الوهاب خلاف، ص ٦٩ تا ٧٩، و آثار الحرب فى الفقه الاسلامى، ص ١٩٤ تا ١٩٦
[٢] وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٧٦، و فروع كافى، ج ١، ص ٣٣٩، و تهذيب الاحكام، ج ٢، ص ٥٠.
[٣] همان مأخذ، و تهذيب الاحكام، ج ٢، ص ٥٦.
[٤] همان مأخذ، ص ٧٨، و فروع كافى، ج ١، ص ٣٣٩.