فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٥ - ١ دار الاسلام
نشان مىدهند و كارشان را به پروردگارشان واگذار مىكنند).
رسول گرامى اسلام، در مورد چنين كسانى كه به خاطر حفظ دين و موفقيت بيشتر براى انجام وظايف، اقدام به مهاجرت از محيطهاى فاسد مىكنند، مىفرمايد:
من فر بدينه من ارض الى ارض و ان كان شبرا من الارض استوجب الجنة و كان رفيق أبيه ابراهيم و نبيه محمد صلى الله عليه و آله [١] (آن كس كه به خاطر حفظ دينش از سرزمينى به سرزمين ديگر فرار مىكند، گواينكه به اندازه يك وجب زمين باشد، شايسته بهشت مىشود و همچنين پدرش ابراهيم و پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود).
در روايتى از پيامبر اكرم آمده است: «لا هجرة بعد الفتح» [٢] يعنى پس از فتح مكه ديگر مهاجرتى در اسلام وجود ندارد (يا مشروع نيست).
برخى از فقها به استناد اين روايت، وجوب هجرت را در مواردى كه گفته شد، نفى كردهاند. در صورتى كه استناد به اين حديث، موجب آن است كه مورد آيات گذشته به كلى منتفى گردد و آيات عملا نسخ شود.
اكثر فقها بجز دلايل گذشته به متن روايت ديگرى از پيامبر اكرم استدلال كردهاند كه صريحا ادامه حكم هجرت را بيان مىكند:
لا تنقطع الهجرة حتى تنقطع التوبة و لا تنقطع التوبة حتى تطلع الشمس من مغربها [٣] (هجرت همچنان ادامه دارد، مادام كه توبه است. و توبه هرگز حكمش منتفى نمىشود مگر آنكه خورشيد از مغرب طلوع كند!) بر پايه اين روايت صريح گفته شده است كه حديث اول مربوط به هجرت از مكه است كه پس از فتح مكه ديگر مهاجرت از آن، هجرت از بلاد كفر نخواهد بود [٤] .
سرزمين اسلامى، اقامتگاه اقليتها
اقليتهاى دينى با انعقاد پيمان ذمه و اكتساب تابعيت پيمانى، مانند افراد مسلمين
[١] . جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٥
[٢] وسائل الشيعة، ج ١٣، ص ٢٣٨.
[٣] جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٦.
[٤] همان مأخذ.