فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٠ - ١ دار الاسلام
اراضى اصلى، الحاقى، تحت الحمايهاى
حدود متصرفات و قلمرو سياسى دولت اسلامى از مجموع اراضى فوق الذكر تشكيل مىگردد و اراضى مزبور گرچه در كيفيت تعلق به دولت مختلف مىباشند، ولى حقوق سياسى در تمامى اراضى ذكر شده براى دولت اسلامى محفوظ است.
اصولا سرزمينهائى كه جزء قلمرو دولت اسلامى محسوب مىگردد، ممكن است به عناوين زير منظور شود:
١. اراضى اصلى: اين عنوان شامل آن قسمت از اراضىاى است كه در تحت تصرف مسلمين و دولت اسلامى بوده و به اصطلاح، اصل «يد» و تصرف فعلى، اختصاص اراضى مزبور را به مسلمين، تشخيص و تعيين مىكند.
٢. اراضى الحاقى: عبارت از سرزمينهايى مىباشد كه بر اثر جهاد و دفاع به تصرف مسلمين در مىآيد.
٣. اراضى تحت الحمايهاى: كه شامل سرزمينهائى است كه پس از انعقاد پيمان ذمه متعلق به ذميان و اقليتهاى مذهبى مىگردد. اراضى مزبور ممكن است در داخل قلمرو اسلامى (دار الاسلام) و يا در خارج، به صورت كشور جداگانهاى كه از حمايت دفاعى دولت اسلامى برخوردار مىباشد، تصور شود.
قانون مرابطه (مرزبانى)
همانطورى كه در مباحث گذشته اشاره شد، آيين اسلام و همچنين حدود دولت اسلامى از نظر فكرى و هدفى، با مرزهاى مادى و حدود ارضى، قابل تحديد و تجزيه نيست، ولى از نظر سياسى ناگزير سرزمينهائى كه در قلمرو سياسى دولت قرار گرفته است بايد از اراضى بيگانگان و كشورهاى ديگر به وسيله علائم و جهاتى مشخص و متمايز گردد.
علائم مزبور كه بعنوان مرز خوانده مىشود ممكن است به وسيله عادات و رسوم معين شود، چنانكه با علائم طبيعى از قبيل كوهها، رودها، و نهرها، و نيز با علائم مصنوعى مانند وسائل و علائمى كه اكنون در تمايز فيما بين خاك كشورها به كار برده مىشود، مىتوان مرز سرزمين اسلامى (دار الاسلام) را مشخص كرد.