فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٤ - مليت بر اساس ناسيوناليسم
قدرت عمومى براى درهم كوبيدن اين گونه تجاوزات استفاده نمايد.
ولى نبايد از نظر دور داشت كه محكوميت احساسات ناشى از اشتراك در عناصر مادى، تنها در صورتى مسلم است كه احساسات مزبور در برابر مقتضيات (عقيده) و قانون، مظاهر منفى و حالات مخالفى داشته باشد. و اما در مواردى كه همخونى و همقبيلهگى و هم خاكى و هم نژادى و... موجب احساسات و عواطف غير مزاحم، از قبيل محبتهائى كه پدران نسبت به فرزندانشان در خود احساس مىكنند و يا عواطفى كه در بين افراد قبيله و نژادى حكمفرما مىشود، گردد، بىشك محكوم نبوده و چه بسا بر طبق مقتضيات خاصى كه از وحدت عقيده ناشى مىشود مورد تأييد نيز قرار گيرد.
مليت بر اساس ناسيوناليسم
به طور كلى، افكار «ناسيوناليستى» ممكن است به سه صورت زير در اجتماع بروز نموده و منشأ اثر باشد:
١. بعنوان وسيلهاى براى امتيازات قانون ٢. به صورت وسيلهاى براى تفاخر و سيستم اشرافى ٣. به صورت احساسات و عواطف مثبت، بدون اينكه مزاحمتى نسبت به حقوق ديگران داشته باشد.
آنچه بيشتر در استناد به افكار ناسيوناليستى مورد توجه است، همانا استفاده از اين گونه افكار به منظور اول (امتيازات قانونى) مىباشد و ما در مباحث گذشته، محكوم بودن اين سيستم را از نظر عقل و منطق و نيز از نظر ايدئولوژى اسلامى، مدلل نموديم و خاطر نشان كرديم كه اسلام با شدت و خشونت تمام با اين طرز فكر مبارزه دائمى دارد و از نظر منطق اسلام كوشش براى رهائى از اين گونه افكار، جزء ضروريات فكرى و عملى هر فرد مسلمان مىباشد.
و همچنين استفاده از افكار ناسيوناليستى براى تفاخر و ايجاد سيستم اشرافى از نظر «منطق اسلامى» محكوم مىباشد. قرآن با دستور اكيد، ملت مسلمان را از اين روش ناپسند منع مىكند و چنين دستور مىدهد: «اى مردمى كه ايمان آوردهايد،