فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤١ - ٥ روابط بين الملل جهان اسلام در عصر حاضر
مىتوان از اظهاراتى كه نماينده عثمانى در برابر دعوت دول اروپائى مبنى بر همكارى براى حفظ وضع موجود در مقابل انقلاب فرانسه اعلام نمود، به دست آورد.
وى سياست خارجى امپراتورى را چنين اعلام داشت: هر كشورى مىبايد دو نوع سياست خارجى داشته باشد: نخست سياست خارجى هميشگى كه مبناى همه رفتار و اعمال خارجى كشور است، ديگر سياست موقتى كه در زمان معينى بر طبق مقتضيات و اوضاع زمان تعقيب مىگردد [١] .
٥. روابط بين الملل جهان اسلام در عصر حاضر
پس از جنگ جهانى اول و انحلال امپراتورى عثمانى و استقلال كشورهاى خاورميانه و نواحى مسلماننشين افريقا و ظهور قدرتهاى جهانى و سلطه فرهنگى، سياسى غرب در جهان اسلام، و طرح نقشه جدائى سياست از دين، و گرايش دولتمردان جديد كشورهاى اسلامى به سيستم سياسى و حقوقى غرب، دولت و قانون در اين كشورها از شريعت، تفكيك و دولتهاى ملى و نظام حقوقى غرب در اين كشورها به قدرت رسيدند و نظام بين الملل جديد بر اساس منافع و تفكر غربى بر اين كشورها تحميل گرديد.
سيستم سياسى و حقوقى نظام بين المللى جديد هر چند منافع كشورهاى غربى را تأمين مىنمود، ولى براى كشورهاى اسلامى نتيجهاى جز تثبيت سلطه همهجانبه غرب و وابستگى در عرصههاى مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى در بر نداشت.
و براى رسيدن به اين نتيجه، كارگزاران سياست غرب در كشورهاى اسلامى به جاى اسلام كه براى غرب خطر عمده محسوب مىشد، از تفكر ناسيوناليستى كه هم مانع وحدت جهان اسلام و هم جايگزين تفكر دينى بود، استفاده كردند و به تصور خود به حاكميت و سيستمهاى حكومتى، حقوقى و سياسى اسلام خاتمه دادند.
[١] برنارد لوئيس به نقل از مأخذ گذشته، ص ١١٩، و رجوع شود به كتاب تاريخ ملل و دول اسلامى، تأليف كارل بروكلمان، ترجمه دكتر هادى جزائرى، و كتاب شرق نزديك در تاريخ، تأليف فيليپ ك. حتى، ترجمه قمر آريان.