فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٦ - ٣ انحراف مسلمين در سياست بين المللى
و قبائل و ملتهاى دور و نزديك به مدينه مىآمدند و با خلفا ملاقات و مذاكره مىكردند، دليل ابتكار عمل دولت اسلامى در زمينه روابط خارجى نبود، زيرا در اين ماجراها همواره هدف هيئتهاى نمايندگى خارجى ملاقات با پيامبر (ص) بود كه هنوز خبر رحلت آن حضرت به گوش آنها نرسيده بود و وقتى از واقعيت مطلع مىشدند سراغ خليفه را مىگرفتند و معمولا على عليه السلام در چنين مواردى مرجع و مشكلگشا محسوب مىشد.
٣. انحراف مسلمين در سياست بين المللى
در دوران زمامدارى معاويه بر خلاف سيره پيامبر (ص) نوع جديدى از ديپلماسى جايگزين شد. پيامبر (ص) همواره در كليه روابط خارجى با وجود تحرك و ابتكار عملى كه براى گسترش مناسبات نشان مىداد، اصول و معيارها و ارزشهاى اسلامى را در حد حفظ سيادت و كرامت امت اسلامى حفظ مىكرد، و اگر در مواقع و مناسبتهاى خاص ناگزير به اعطاى امتياز مىشد اين امتيازها به گونهاى نبود كه سيادت و كرامت امت اسلامى را خدشهدار كند.
معاويه به دليل ناتوانى در مقابله با مشكلات داخلى به خصوص براى جبران ضعفهائى كه از نظر موقعيت در جامعه اسلامى داشت و همواره موضع خود را در برابر جامعهاى كه روزى خليفهاى چون على بن ابى طالب (ع) زمامدار و حاكم عادل آن بود، بىثبات و در خطر جنبشهاى احتمالى ناشى از آگاهى مردم مسلمان، بالاخص ياران تربيتشده على عليه السلام مىديد، مانند همه زمامداران سياسى و سياست بازان مصلحتانديش، ضمن فعال كردن مناسبات سياسى با دولت روم كه قدرت آن حاشيه مرزى حكومت وى را زير نفوذ داشت، با اعطاى امتيازهائى كه به سيادت اسلام و امت اسلامى لطمه وارد ساخت، نوعى برترى و باجگيرى دولت روم را پذيرفت و براى اينكه از مرزهاى غرب قلمرو حكومتش اطمينان حاصل كند و خود را از خطر درگيرى با دشمنان خارجى برهاند، به اين انحراف اصولى تن در داد و سيره پيامبر (ص) را عملاً تحريف كرد.
شجاعت و دلاورى سپاهيان روم كه روزى دنيا را به تعظيم در برابر قياصره روم