مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٠٢ - بحث در «مالِکِ یَوم الدِّین» و «مَلِکِ یَوم الدّین»
است؟ آیا به نحوۀ مِلکی و یا مُلکی؟! این در لام جرّ نیست.
مضافاً به آنکه مِلکیّتِ بر نفس، همان مُلکیّت است و از استعمال مادّۀ «مَلَکَ» که گفته شد مبدأ اشتقاق و فعل است، خصوصیّت مِلکیّت بدست نمیآید؛ بلکه این مادّه أعمّ است و چون بر نفس واقع شده است مراد از آن همان مُلکیّت است. پس از جملۀ: (يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا) استفادۀ مَلِکیّت میشود نه مالکیّت؛ و این استشهاد نفعی به حال ابوعلی فارسی ندارد.
مضافاً به آنکه از سه ناحیه در قرآن کریم میتوانیم استدلال بر أقربیّت (مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) بنمائیم:
اوّل: از گفتار خداوند: (لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ)[١] که در اینجا مُلک که به یوم نسبت داده شده است، از آنِ خداست و عیناً بمثابه (مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ) است؛ زیرا ألف و لام (الْيَوْمَ) به معنای عهد و راجع به روز قیامت است، چون قبلاً میفرماید: (يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ) (سورۀ غافر (٤٠) آیۀ ١٦).
دوّم: در قرآن کریم فقط و فقط یکجا خداوند را با صیغۀ «مالِک» بیان کرده است: (قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ) (سورۀ آلعمران (٣) آیۀ ٢٦)، و در اینجا مالک به معنای ِک است؛ چون به مُلک نسبت داده شده است و در حقیقت (مَالِكَ الْمُلْكِ) همان قدرت و سیطره بر حکومت و أمر و فرمان است و به معنای مَلِک میباشد.
و در بقیّۀ جاهای قرآن همگی مَلِک آمده است؛ مانند: (فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ) (سوره طه (٢٠) آیۀ ١١٤؛ سوره المؤمنون (٢٣) آیۀ ١١٦)؛ و مانند: (هُوَ اللَّهُ
[١]ـ سوره غافر (٤٠) ذیل آیه ١٦.