مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٨ - در بیان بعضی از قضایای غیر واقعیّه در جریان کربلا
مجموعه والد مرحوم، یا در جُنگ استاد مغفور، و گاهی در مقتل کذائی.»
· و در صفحه ١٧٥ تا ١٨٠، هشت مورد از روضهخوانیهای بیاساس را ذکر کرده است؛ از جمله: حضرت روز عاشوراء به بالین حضرت سجّاد علیهماالسّلام، آمدند و گفتگوهائی ردّ و بدل شد، و اسبِ سواری خواستن از حضرت زینب سلام الله علیها.
· و در صفحه ١٨٠ تا ١٨٣، خواب عجیبی نقل میکند از یک روضهخوان، که دلالت بر مؤاخذه روضۀ دروغ دارد.[١]
[١]ـ لؤلؤ و مرجان, محدّث نوری (ره) ص ١٨٠:
>و این تنبیه را ختم نمائیم به ذکر خواب عجیبی که برای جماعت روضهخوانان موعظهای است بلیغ و پندی است نافع؛ صورت آن ـ چنانچه در کتاب دارالسّلام نقل کردیم ـ این است که:
سیّد فاضلی از معتبرین روضهخوانان شبی در خواب دید که: گویا قیامت برپا شده, و خلق در نهایت وحشت و حیرت, و هرکس به حال خود مشغول, و ملائکه ایشان را میرانند به سوی حساب, و با هر تنی دو موکّل بود.
و من چون این داهیه را دیدم در اندیشه عاقبت خود که با این بزرگی امر به کجا خواهد کشید؛ دراینحال دو نفر از آن جماعت مرا امر نمودند به حضور در محضر خاتم النبیین صلّی الله علیه و آله.
چون مَآل کار خطرناک بود مسامحه کردم؛ قهراً مرا کشاندند, یکی در پیش، دیگری در عقب, و من در وسط هراسان و ترسناک سیر میکردیم که دیدم عِماری بسیار بزرگی بر دوش جماعتی از طرف راست راه میروند.
به الهام الهی دانستم که در آن عماری سیّدۀ زنان عالم است صلوات الله علیها, و چون به عماری نزدیک شدم فرصت را غنیمت دانسته از دست موکلان فرار و خود را به زیر عماری رساندم. آن را قلعه محکم و محل منیعی دیدم که پیش از من جمعی از گناهکاران به آنجا پناه برده بودند.
و موکلین را دیدم از عماری دور, و قدرت بر نزدیک شدن به عماری ندارند؛ و به همان اندازۀ دوریِ با ما سیر میکنند, و به اشاره التماس کردند که برگردیم قبول نکردیم. آنگاه به اشاره، ما را تهدید کردند؛ چون تکیهگاه خود را محکم دیدیم ما نیز ایشان را تهدید میکردیم.
و با همین قوّت قلب سیر میکردیم که ناگاه رسولی از جانب رسول خدا صلّی الله علیه و آله *