مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٢١ - دربار١٧٢٨ حَتَّی یَلِجَ الجَمَلُ فی سَمِّ الخِیاطِ
إلی أن قال:
و تعلیقُ الحکم بما لا یُتَوَهّمُ وجودُه و لا یُتصوَّرُ حصولُه، تأکیدٌ له و تحقیقٌ للیأس من وجوده.
ولی در صفحه ٤١٧ گفته است:
و رُوِی فی الشواذّ عن ابنعبّاس و سعید بن جُبَیر و عِکرَمَة و مجاهد و الشّعبی و ابنجبیر [شخیر]: حتَّی یَلِجَ الجُمَّلُ بالضم و التّشدید؛ عن سعید بن جبیر فی روایة أُخری و عبدالکریم و حنظلة: الجُمَلُ بالضم و التخفیف؛ و عن ابنعباس أیضًا: الجُملُ بضم الجیم و سکون المیم و الجُمُلُ بضمّتین؛ و عن ابنالسّماک الجَملُ بفتح الجیم و سکون المیم.
و در حجّت این قرائتها گفته است:
و أمّا الجُمَّلُ بالضم و التشدید و الجُمَلُ بالتخفیف، کلاهُما الحبلُ الغلیظُ من القَتَب [القنب]؛ و قیل: هو حبل السَّفینَة؛ و قیل: الحبال المجوعةُ.
و أمّا الجَملُ فیجوز أن یکونَ جمعَ جَمَل، مثل: أسْدٌ و أسَدٌ، و وَثْنٌ و وَثَنٌ؛ و کذلک المضموم أیضًا، کاُسدٌ و وُثنٌ.
و در تفسیر المیزان[٢] نیز بر همین منهج جَمَل را به معنای شتر گرفته و فرمودهاند: این برای تعلیق به محال است و کنایه از عدم تحقّق آن است. و قد قال تعالی فی موضع
[١]* و در أقرب الموارد گفته است:
«القارظان: رجلان مِن عَنزة خرجا یَجنیان القَرَظَ فلمیَرجِعا و لا عُرِفَ لهما خَبَرٌ؛ فضُرِبَ بهما المَثَلُ لکلّ غائب لایُرجی إیابُه. و مِن ذلک قولهم: لاآتیک أو یؤوبَ القارظان.»
و در مجمع البیان از جلمه شواهد گوید:
|
«فَرَجِّی الخیرَ و انتظری إیابی |
إذا ما القارظُ العَنزیّ آبا» |
[٢]ـ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ٨، ص ١١٥.