مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٢ - درباره مفاد اللهُمَّ و امْزُجْ میاهَهُم بالوَباء
این بنده گوید: نحویان عبارات منثور را برای مسائل نحوی شاهد نمیآورند، و أبوحیّان بدان تصریح کرده است؛ مگر دست تصرّف راوی از آن کوتاه بود (مانند قرآن که الفاظش کلمه به کلمه با حرکات متواتر است) و کلمات قصار متواتره، یا اشعار بلغای معروف که نمیتوان نقل به معنی کرد. و عبارات دیگر که در معرض تغییر است استشهاد را نشاید؛ چون همۀ روات و ناقلین عرب فصیح نبودند.
امّا محدّثان و فقهاء به حاصل معنای حدیث تمسّک میکنند، هرچند منقول به معنی باشد؛ و نحویان به دقائق اعراب که حفظ و نقل آن بی تصرّف، بعید مینماید، تمسّک نمیکنند.» ـ انتهی کلام شعرانی (ره).
[درباره مفاد: اللهُمَّ و امْزُجْ میاهَهُم بالوَباء]
و در تعلیقه صفحه ١٠٧ در معنای فقره وارده در دعای السابع و العشرون: «اللهُمَّ و امْزُجْ میاهَهُمْ بِالوَباء؛ خداوندا! آبهای مشرکان را به وَباء ممزوج گردان» گوید:
«و در حدیث از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کنند که: ”لاعَدوَی و لا طِیَرَةَ؛ یعنی سرایت بیماری نیست و فال بد نیست.“
و أبوهریره برای این خبر نیز روایت کرده است که: ”تندرست را بر بیمار وارد نکنید“؛ و چون از او پرسیدند: تو روایت کردی: ”لا عَدوی“ بر آشفت و به زبان حَبَشیّ چیزی گفت و خاموش شد.[١]
و قَسطَلانیّ در شرح بخاری[٢] گوید: ”مقصود از لا عَدوَی آن است که همه چیز به تقدیر الهی است، و اسباب طبیعی بی مشیّت او نیست؛چنانکه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: بیمار اوّل را که بیمار کرد؟!“»
[١]ـ شیخ المضیرة ابوهریرة، ص ١٤٢.
[٢]ـ الاستذکار، ج ٨، ص ٤٢٥.