مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٠ - فضیلت آیةالکرسی و مراد از آن
و مراد از کرسیّ (چنانکه در اعتقادات صدوق ـ علیه الرّحمه ـ آمده) دو چیز است:
یکی ظرف همۀ آفریدگان (یعنی آنکه همۀ اجسام در اوست) و به اصطلاح حکماء مُحَدِّدالجهات گویند؛
و دیگری علم پروردگار که محیط به همه چیز است.
و به اصطلاح بعضی، عرش بزرگتر از کرسی و حاوی آن است؛ پس مُحَدِّد الجهات اصلی عرش است؛ والله العالم.
و در عهد ما جماعتی حُمقایند که هرچه طبیعیان فرنگ گویند، راست پندارند و آن را باور دارند. از جمله فضا را غیر متناهی گویند، و عرش و کرسی را انکار کنند، و مکان طبیعی برای هیچ جسم ثابت نکنند.
ابوعلی سینا و دیگران به دلیل عقل ثابت کردند فضا غیر متناهی نیست، و جسم محیط به کلّ (یعنی عرش یا کرسیّ) موجود است تا برای هر جسم مکان طبیعی باشد، و وجود جسم بی مکان طبیعی محال است.
و اینکه فرنگیان نسبت به یکی از بزرگان خود (اسحاق نیوتن) میدهند و أجزای عالم را جاذب و مجذوب یکدیگر میشمردند، سخن تازه و اختراع او نیست؛ ثابت بن قرّة در هزار و یکصد سال پیش همین مذهب را داشت.
حاجی ملاّهادی سبزواری (ره) در شرح ”یا مَن استَقَرِّتِ الأرَضُونَ بِإذنِهِ“ از دعای جوشن گوید:
”نزد ثابت بن قرّة، میل کلوخ به زمین نه از برای آن است که ذاتاً طالب مرکز باشد، بلکه جنسیّت سبب انضمام است.“ و گوید: ”اگر فرض کنیم زمین پراکنده و متلاشی شود و أجزای آن را رها کنند، همه میل به سوی یکدیگر میکنند، و هرجا به یکدیگر رسیدند، میایستند.“[١] ـ انتهی.
[١]ـ شرح الاسماء الحسنی، ص ١٦٩.