مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨١ - پاسخ اشکال سوّم در تساوی ملائکه با خداوند
پس متعیّن است که یا به «آیاتک و مقاماتک» برگردد، و یا به خصوص «و مقاماتک» رجوع کند. و معلوم است که «آیاتک» عطف بر «أرکانًا» میباشد و در حقیقت مفعول دوّم «جَعَلتَهُم» خواهد بود؛ و «مقاماتک» نیز چنین است.
و بنابراین محصّل معنی این میشود که: «تو ای پروردگار! فرشتگان را آیات و نشانههای خود قرار دادی، و مقامات خود که در هیچ محلّ و مکانی تعطیلپذیر نیست متعیّن و مقدّر فرمودی؛ به طوری که در هر مکانی و هر محلّی هرکس بخواهد تو را بشناسد به سبب این موجودات طاهرۀ ملکوتیّه میشناسد.»
و این معنی بسیار سلیس و روشن است؛ و ما نفهمیدیم عدم استقامت از جهت معنی بلکه از جهت لفظ از کجا پیدا شد؟!
[پاسخ اشکال سوّم در تساوی ملائکه با خداوند]
· و امّا اشکال سوّم که لازمهاش تساوی ملائکه با خداست و آن را کفر محض دانستهاند، و اهمّ از اشکالات شمردهاند؛ چون در عبارت دعا چنین است که: «لا فَرقَ بَینَک و بینَها إلّا أنّهم عبادُک و خلقُک».
در جواب گفته میشود: نه تنها فرشتگان، بلکه هر موجودی از موجودات تا برسد به هر ذرّهای از ذرّات، هیچ یک از خود استقلالی ندارند؛ نه در ذات و نه در صفت و نه در فعل و اثر. همگی آیات و علامات و نشانههای حقّ و مرآئی و مَجالی ذات اقدس او هستند، و از خود گرچه به قدر سر سوزنی، هستی و وجود ندارند، و اثر و فعل ندارند؛ بلکه فقط و فقط نور حقّ است که در آنها متجلّی شده است، و هر یک به قدر سعۀ ماهوی و ظرفیّت وجودی خود از آن بهرهبرداری کرده، و ظاهر به ظهور حقّ شدهاند: (أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا)[١].
از اوّلین نور حقّ که اوّل ما خَلَق است، تا آخرین موجود عالم کثرت و طبع که هیولای اوّلیّه و مادۀ مُبهمه میباشد، هیچ یک ولو به قدر ذرّهای، از خود هستی و
[١]ـ سوره الرّعد (١٣) صدر آیه ١٧.