مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٦ - ردّ کلام صاحب کتاب
میدانیم کتاب کافی از کتب معتبره ما است؛ بلکه از معتبرترین کتب ما است.
و علّت آن است که: نفس درج احادیث در این کتاب و در سایر کتب أربعه (چون منلا یحضرهالفقیه و استبصار و تهذیب) از چنان شیوخی که از لحاظِ وثاقت و وَرَع و امانت و علم و تبحّر در فنّ حدیث و مقبول و مردود بودن آن، در درجۀ أعلی قرار دارند، خود موجب اطمینان به صدور است.
و از همین جهت است که اخباریین قاطبةً و بسیاری از علماء اصولیّین، جمیع روایات واردۀ در کتب أربعه را صحیح و واجبالعمل میدانند؛ ولی ما میگوئیم: نفس درج احادیث در این کتابها وجوب عمل نمیآورد و آنها را صحیح نمیکند، ولی بدون شکّ به مقدار معتنابهی درجۀ ارزش حدیث را بالا میبرد و با ضمّ مختصر قرینۀ خارجیّه و بعضی از شواهد، آن را صحیح و لازمالاتّباع میکند.
ابنعیاش گرچه در نزد نجاشی شخص غیر معتمدی است، ولی تمام روایات شخص ضعیف که دروغ نیست؛ بلکه شخص ضعیف در کلامش همهگونه کلام هست: صحیح و فاسد، دروغ و صادق، مطرود و مقبول، و لعلّ اینکه بعضی از کلام او ـو لو به ضمیمۀ قرائن خارجیّه ـ صدق باشد، و در اینصورت روایات اشخاص ضعیف مورد قبول قرار میگیرد؛ و ممکن است این روایت ابنعیّاش از این قبیل بوده باشد.
و نیز خیربن عبدالله و یا خیبربن عبدالله که راوی حدیث از محمّدبن عثمان است، ممکن است از مشاهیر و معاریف رجال حدیث نبوده باشد که نامش در رجال آمده باشد؛ بلکه شخص ثقۀ عادی بوده و روایت او از این جهت قابل اخذ بوده است.[١]
[١]ـ ابنعَیّاش، احمدبن محمّد بن عبیداللهبن الحسنبن عیّاش است، و در تنقیح المقال، ج ١، ص ٨٨ ترجمۀ او را آورده است، و ما ملخّص آن را در اینجا میآوریم:
«کتابهایی نوشته است که دلالت بر شیعه بودن او دارد، و در سنۀ ٤٠١ فوت کرده است؛ عَدَّه الشّیخ فی رجاله فی باب مَن لم یَروِ عنهم علیهمالسّلام. *