مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٨ - در معنای لغوی کلم١٧٢٨ صحیفه
حدّثنا در اوّل این سند شیخ جلیل ابن السَّکون، أبوالحسن علیّ بن محمّد بن محمّد بن علیّ الحلّی، (متوفّی در حدود سال ششصد و شش) است.
و گفتهاند: گوینده آن عمید الرُّؤساء، رضیالدّین، أبومنصور، هبةالله بن حامد الحلّی (متوفّی سال ششصد و نه) میباشد. و این قول صحیح و درست است؛ چنانکه سیّد أجلّ محمّدباقر بن محمّد الحسینیّ الإسترابادی معروف به میرداماد ـعلیه الرّحمه ـ (متوفّی سال یک هزار و چهل) در حواشی خود بر صحیفۀ سجّادیّه میفرماید.»
صفحه ٨: «٣. سیّد نجمالدّین گفت: شنیدم صحیفه را پیش از این میخواندند بر شیخ صدوق (راستگو) أبومنصور محمّد بن محمّد بن احمد بن عبد العزیز عُکبَریّ مُعَدَّل ـرحمه اللهـ (عُکبَرَی یا عُکَبراء: نام دهی است در ده فرسخی بغداد، و در نسبت به آن عُکبَریّ یا عُکبَراویّ گفته میشود. و مُعَدَّل: وصف شده به عَدالت و آراستگی است، و گفتهاند: مُعَدَّل لقب شیخ أبومنصور بوده) از أبوالفضل محمّد بن عبدالله مطلّب شیبانی.
٤. او گفت: حدیث کرد ما را شریف أبوعبدالله جعفر بن محمّد بن جعفر بن حسن بن جعفر بن حسن بن حسن بن أمیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب علیهم السّلام.
٥. او گفت: حدیث کرد ما را عبدالله بن عمر بن خطّاب زیّات (فروشندۀ روغن زیت) سال دویست و شصت و پنج.
٦. او گفت: حدیث کرد مرا داییام علی بن نعمان أعلم (أعلَم در اینجا به معنی لب بالا شکافته شده است).
٧. او گفت: حدیث کرد مرا عُمَیر بن متوکّل ثقفی بلخی (ثقفی منسوب به ثقیف که نام قبیلهای است در طائف، و بلخی منسوب به بلخ که شهر بزرگی از شهرهای خراسان بوده).»
[در معنای لغوی کلمۀ صحیفه]
صفحه ١٢: «از جملۀ دعاهای صحیفۀ کامله است، (صحیفه به معنی پارهای