مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٦ - رؤیای محمّدتقی مجلسی امام زمان را و دلالت به محمّدتاج فَرَح و اعطاء
رؤیای محمّدتقی مجلسی امام زمان را و دلالت به محمّدتاج فَرَح و اعطاء صحیفه سجّادیّه
صفحه ٦٦٥: «... أُرید أن تعطیَنی کتابًا أعمَلُ علیه، فأعطانی صحیفة عتیقة.»[١]و[٢]
[١]ـ جنگ ٢٢، ص ٣٥١ الی ٣٥٦.
[٢]ـ «و قد کان کتب بخطّ یده ـقدسّ سرّهـ ما یَلی ثمّ ضرب علیه:
”فقال علیه السّلام: بَعَثتُ إلیک ذلک الکتاب [ما أخذتَه؟! فقلتُ: لا. قال:] و هو عند مولانا محَمَّدتاج فرح و خذ منه. فودَّعتُه و ذهبت لِآخُذَ ممّن أَعطاه، و کأنّه کان معروفًا عندی. فلمّا وَصَلتُ إلیه قال ذلک الرّجل: بَعَثک صاحبُالأمر؟ فقلتُ: نعم. فأعطانی کتابًا فأخذتُه و رجعت لأُلازمَه، فانتبهت من النّوم و لم یکن معی، شرعتُ فی التّضرع و البکاء، فذهبتُ عند الشیخ بهاءالدّین محَمَّد ـرحمه اللهـ رأیته مشتغِلًا بدرس الصّحیفة، فلمّا تمّ القراءة عرضتُ علیه الواقعة، و کنتُ أبکی، فقال: هذه واقعة لا یکون مثلَها واقعةٌ، و إعطاءُ الکتاب عبارة عن إیتاء العلوم الربّانیّة الحقیقیّة، لک البُشری أبَدَ الآباد!“
ثمّ ضرب علیها و لخّص رؤیاه فقال: ”فأعطانی صحیفةً عتیقة“ ـ الخ. فتدبّر. (راجع المسودّات بقلم المجلسی فی البحار: ١١٠)»
امام شناسی، ج ١٥، ص ٤٨: «این حکایت طبق خطّ مجلسى اوّل به نقل مجلسى دوم، به طورى که در ج ١١٠ از بحارالأنوار طبع حروفى کتاب الإجازات در شماره ٤١، صورت اجازه علاّمه محمّدتقى مجلسى از شیخ بهاءالدّین عامِلى آمده است و از ص ٥١ تا ص ٦١ را استیعاب نموده است، آن است که در ص ٦٠ مىفرماید:
”و عمده در این مطلب آن بود که من در اوائل بلوغ یا پیش از آن طالب قرب به سوى خدا بودم با تضرّع و ابتهال. پس در رویا صاحبالزمان و خلیفة الرّحمن صلوات الله علیه را دیدم و از وى از مسائلى که براى من مشکل شده بود سؤال نمودم و پس از آن گفتم: یا بن رسول الله! براى من پیوسته در حضور شما بودن امکان ندارد، مىخواهم به من کتابى عنایت کنید تا طبق آن عمل نمایم.* پس او به من صحیفهاى کهنه را داد؛ چون بیدار شدم آن صحیفه را در کتب وقفى مرحوم مبرور آقاغدیر یافتم و آن را گرفتم و بر شیخ بهاءالدّین محمّد خواندم، و صحیفه خودم را از *