مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٩ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
تربیتشدگان[١] معظّمله بود و برنامۀ زیارت عاشورای او ترک نمیشد، سراسیمه خدمت حاج ملاّ آقاجان آمد و گفت:
”من وقتی در اطاق نشسته بودم و زیارتم را تمام کردم، ناگهان عطر عجیبی تمام فضای اطاق را پر کرد و سپس مانند آنکه صدها زنبور در اطاق به حرکت در بیایند، صدایی این چنین شنیدم!“
ایشان فرمودند: ”فردا هم همین حالت برایت پیش میآید، خوب گوش بده ببین چه میگویند.“
فردای آن روز جوان آمد و گفت: ”گمان کردم که ذکر لا إلَهَ إلّا اللهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبین[٢] را تکرار میکنند.“
معظّم له فرمودند: ”بعد از آنها این ذکر را بگو تا حجاب بیشتری از تو بر طرف شود.“
آن جوان پس از دو روز آمد و گفت: ”حدود دو ساعت با آنها کلمۀ لا إلَهَ إلّا اللهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ الْمُبین را تکرار کردم، یکمرتبه چشمهایم به اشک افتاد و انواری مثل جرقۀ آتش ولی سفید را میدیدم که تمام فضای خانه را پر کرد، ترسیدم و...“
صفحه ٣١ از کتاب پرواز روح:
دیدار با یک مرد الهی
در همان روزهایی که تازه با حاج ملاّ آقاجان آشنا شده بودم، یک روز در مشهد به من گفت: ”در صحن نو مردی است، اشتباهی دارد؛ بیا برویم و رفع اشتباه او را بکنیم!“
وقتی نزدیک یکی از حجرات فوقانی صحن رسیدم، دیدم به طرف اطاق
[١]ـ شاگرد بودن و تربیت شدن غیر از معنای ارادت و تحت تبعیّت شخص راهبر درآمدن است؟! (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)
[٢]ـ [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ٧. (محقّق)]