مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٤ - ادراک کلیات، دلیلی بر تجرّد نفس
کتاب مفتاح النبوّة میگوید:
”در اغلب مسائل که تحقیق آنها لازم و تصدیق آنها واجب است، سرگردان و مانند مقلّدین عوام حیرانند؛ سهل است که پارهای عقاید فاسده را معتقد گشتهاند.
از آنجمله مسألۀ توحید که اهمّ مسائل و اعظم مقاصد اهل اسلام است، غالب علماء مانند: محمّد خضری، و سیّد شریف، و شیخاشراق، و شیخ حسین تنکابنی، و ملاّمحمّدقاسم اصفهانی، و مولانا احمد اردبیلی، و ملاّقطب شیرازی، و ملاّقطب رازی، و ملاّعبدالرّزاق لاهیجی، و ملاّصدرای شیرازی، و ملاّمحسن کاشانی، و ملاّجلال دوانی، و غیر ذلک از علماء کبار و فضلاء روزگار که داعی کتب و رسائل ایشان را دیدهام، در دفع شبههای که ابنکمونه در دلیل توحید وارد نموده است متمسّک به وحدت وجود که از مسلّمات ارباب کشف و شهود است گردیدهاند؛ با آنکه اغلب ایشان از اهل کشف و عیان نبودهاند و قول به وحدت را باطل میدانند.
معلوم است که تمسّک ایشان به مسألۀ مزبور از باب عجز از جواب بوده؛ چنانکه مولانا آقا حسین خونساری (ره) از متأخّرین بعد از [آن] همه قیل و قال، طریق انصاف پیموده، در شرح شفا اقرار و اعتراف نموده که مرا در مسألۀ توحید دلیل عقلی نیست. پس خود ایراد کرده که پس به چه دلیل باید قائل به توحید خداوند مجید گردید؟ جواب داده که به دلیل نقل، مانند: (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ).[١]
ثانیاً: ایراد نموده که علمای ما از جمله علاّمه حلّی (ره) در باب حادی عشر که در اصول عقائد نوشته ادّعای اجماع نمودهاند که علمای اسلام کافَّةً برآنند که واجب است اصول عقاید را به دلیل عقلی ثابت نمود، دلیل نقلی
[١]ـ سوره الإخلاص (١١٢) آیه ١.