مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٧٨ - معنای مثل معروف لا یعرف الهِرَّ من البِرِّ
فقال: قد جئتُکم بخُفّی حنینٍ. فذهب“ و فی العُباب فذَهَبَت ”مثلًا یُضرَب عند الیأس مع الحاجة و الرّجوع بالخَیبة.“
و قال ”ابن السّکّیت: حنینٌ، رجلٌ شدیدٌ، ادّعَی إلی أسَدبن هاشمبن عبدمناف، فأتی عبدَالمطّلبِ ـ و علیه خفّان أحمران ـ فقال: یا عمّ! أنا ابن أسدبن هاشمبن عبد مناف. فقال عبدُالمطّلب: لا و ثیابِ[١] أبیهاشم! ما أعرِفُ شمائلَ هاشمٍ فیک، فارْجع! فرجَعَ. فقیل: رجع حنینٌ بخفّیه.“
هکذا أورد الوجهین الصّاغانیُّ فی العُباب، و الزمخشریُّ فی المستقصَی، و المیدانیُّ فی مجمع الأمثال، و شرّاحُ المقامات، و اقتصر غالبُهم علی ما قاله أبوعبید.» ـ انتهی.[٢]
[معنای مثل معروف: لا یعرف الهِرَّ من البِرِّ]
· در لغتنامۀ دهخدا در مادّۀ «هرّ» (جلد هاء، صفحه ١٦٩) گوید:
«هرّ. [هِ رر] (ع مص) راندن گوسپند را (منتهی الإرب).
خواندن گوسپند را به سوی آب. منه المثل: لا یَعرف الهرَّ من البرّ؛ یعنی او نمیشناسد رنجرسان را از راحترسان، یا فرق نمیکند خواندن گوسپند را از راندن (منتهی الإرب).
معنی مثل این است که: کارِ آن را که بر وی هجوم میآورد از آن که بدو نیکوئی میکند فرق نمیگذارد (أقرب الموارد).»
· و در امثال و حکم دهخدا گوید (در مادّه هرّ صفحه ١٩٢٩ که در مجلّد چهارم است):
[١]ـ [در لسان العرب: «العرب تَکنی بالثیاب عن النّفس»؛ بنابراین معنی «لا و ثیابِ أبیهاشم» اینچنین میشود: به نفس و جان أبیهاشم قسم که اینگونه نیست. (محقّق)]
[٢]ـ جنگ ٦، ص ١٥٤ و ١٥٥.