مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٥ - اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما
کافی نیست، خلافکننده در نار مخلّد است. جواب داده که اجماع و حجّیّت آن را قبول ندارم؛ دلیل به جهت افادۀ یقین است؛ مرا از همین دلیل نقلی یقینی حاصل است که از دلیل عقلی مستفاد میگردد؛ دیگر چه ضرورت به دلیل عقلی است؟“[١]
تا اینجا تمام شد کلام همدانی بنا به نقل آقای صفائی.
اقول: این حقیر هرچه در این کلام بیشتر دقت کردم بیشتر موجب تعجّب و حیرت شد که فقیهی چنین عالیرتبه چطور بدین سخن لب میگشاید! بلکه آقاحسین خونساری چگونه برهان صدّیقین را انکار میکند، و خوف از ورود در مرحلۀ اعتقاد به وحدت وجود او را در چنین مهلکهای ساقط مینماید؟!
[اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما]
و حقّاً باید گفت که فقهائی که درس فلسفه نخواندهاند و از مبانی فلسفه آگاه نیستند و از مسائل آن اطّلاع ندارند، حق ورود در چنین مسائلی را ندارند. آنها اگر به همان دلیل عقلی عجائز که: «علیکم بدین العجایز» اکتفا مینمودند و از نظیر مسائلی مشابه با گردش چرخه نخریسی اثبات واجب الوجود یا وحدت او را مینمودند، بهتر از تمسّک به دلیل نقلی برای اصول عقاید و وحدت ذات مقدّس باری تعالی شأنه بود؛ و بهتر از انکار برهان صدّیقین که از اهمّ براهین توحید است میبود. آنها نمیدانند التزام به انکار این برهان مستلزم انکار بسیاری از مسائل توحیدی است که خداوند را از مرحله وجوب و قِدَم و غِنَی ساقط نموده و در منزل امکان و حدوث و فقر میاندازد؛ و یا حبّذا بحثی که چنین نتیجهاش باشد!
ابن کمونه میگوید: «اگر دو ذات واجب الوجود فرض کنیم که در تمام أسماء و صفات، و أزلی و أبدی بودن، و در تمام مظاهر و أفعال، مثل یکدیگر بوده باشند چه اشکالی را مستلزم است؟»
جواب این است که: این فرض از اصلْ محال است؛ زیرا که لازمه تصوّر
[١]ـ مفتاح النبوّة، ص ١٢.