مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٠ - در اینکه حقیقت قوا نور است
بالفائدة و الرِّبحِ علی قدرِ السّفرِ.[١]
در اینکه حقیقت قوا نور است
شیخ محییالدّین در فتوحات، جلد ٣، باب ٣٦٠، وصل اوّل، در صفحه ٢٧٦ و ٢٧٧ آورده است که:
«و أعلم ـ أیّدک الله ـ أنّ الأمر یُعطی أنّه لولا النّور ما أُدرِکَ شیءٌ، لامعلومٌ و لامحسوسٌ و لا متخیّلٌ أصلًا. و تَختلفُ علی النّور الأسماءُ الموضوعة للقُوی. فهی عند العامة أسماءٌ للقُوی و عند العارفین أسماء للنّور المدرَک به.
فإذا أدرکتَ المسموعاتِ سَمَّیتَ ذلک النورَ سمعًا، و إذا أدرکتَ المُبصَرات سمّیتَ ذلک النورَ بَصَرًا، و إذا أدرکتَ الملموساتِ سمّیتَ ذلک المدرَک به لَمسًا؛ و هکذا المتخیّلات.
فهو القوّةُ اللّامسة لیس غیره، و الشّامّة و الذّائقة و المتخیّلة و الحافظة و العاقلة و المفکّرة و المصوّرة. و کل ما یقع به إدراکٌ فلیس إلّا النّورَ.» ـ إلی آخر ماأفاده.[٢]و[٣]
[١]ـ جنگ ٨، ص ١١ الی ١٤.
[٢]ـ جنگ ١٣، ص ٣١.
[٣]ـ [ترجمه این متن در روح مجرّد، ص ٣١٠ اینگونه آمده است:
«بدان که ـ خدایت مؤیّد بدارد ـ حقیقت امر چنین بدست میدهد که: اگر نور نبود هیچ معلوم و یا محسوس و یا متخیّلی أصلاً ادراک نمیشد. و نور برحسب اختلاف اسامی که برای قوای انسانی وضع شدهاند، اختلاف اسم پذیرفته است. چرا که آن أسماء در نزد عامّه مردم عبارت است از اسمهائی برای قوا؛ و امّا در نزد عارفان عبارت است از اسمهائی برای نوری که به واسطه آن ادراک شده است.
بنابراین، چون تو ادراک کنی شنیدنیها را آن نور را سمع و شنوائی میگوئی، و چون ادراک کنی دیدنیها را آن نور را بَصَر و بینائی نام میگذاری، و چون ادراک کنی لَمسشدنیها را آن نور را * * لمس میگوئی؛ و همچنین است امر در متخیّلات.
بناءً علیهذا همان نور است که قوّه لامسه است نه غیر آن، و قوّه شامّه و ذائقه و متخیّله و حافظه و عاقله و مفکّره و مصوّره است نه غیر آن. پس هر چیزی که ادراک انسان بدان انجام گیرد غیر از نور چیزی نمیتواند بوده باشد.» (محقّق)]