مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٩ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
چهارصد و سه هجریّه قمریّه در مشهد مقدّس پایان یافت، و نام آن: سرّالفتوحناظر بر پرواز روح گذارده شد.
و أنا الرّاجی عفو ربّه:
السیّدمحمّدالحسین الحسینی الطهرانی
[نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح]
صفحه١٠از کتاب پرواز روح:
روزی همچنان که در مقابل ضریح نشسته بودم و از تماشای حرم و ضریح مقدّس لذّت میبردم، چرتم برد؛ شاید هم به خواب و یا به حالت بیخودی فرورفته بودم. دیدم در ضریح باز شد، علیّ بن موسی الرّضا علیهالسّلام بیرون آمدند، به من دستور استغفار خاصّی را دادند. پس از آن قلبم روشنتر شد، سبک شدم؛ از آن پس آمادگی پذیرش حقایق را بیشتر داشتم.
به همین منوال چند سال گذشت، هر روز خوابی میدیدم. یکروز دیدم در حرم نشستهام و پیرمردی در مقابل علیّ بن موسی الرّضا علیهالسّلام ـکه دستها را از آستین عبا کشیده و قیافۀ جذّابی دارد ـ ایستاده و من تا آن روز او را ندیده بودم؛ حضرت به من فرمود: با این پیرمرد رفیق باش!
از خواب بیدار شدم، ترسیدم خوابم شیطانی باشد؛ زیرا من از صراط مستقیم میرفتم، چرا مرا به امر دیگری حواله میدادند؟![١] گفتم: کاری ندارم، من که او را نمیشناسم، آدرس او را هم ندارم، بهتر این است که دربارهاش فکر نکنم.
چند روز بعد، در یکشنبه سوّم ربیع الاوّل که با دوستم آقای شیخ ج ـ ح در گوشۀ مدرسۀ نوّاب مشهد نشسته بودم و عُروَة الوُثقی را با ایشان مباحثه
[١]ـ این حوالهدادن عین معنای معرّفی استاد است که جناب مؤلّف و آن مرحوم، سخت از آن وحشت داشتند. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)