مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٤ - ترجمه شیخ احمد أحسائی
نادانی خزیده، و پای احتیاط را که باید در بعضی از مسائل فرعیّه عنوان شود در چنین مسألۀ اساسی به میان آورده، و با تمسّک به دلیل نقلی و تعبّدی عقلِ خود را عاطل، و حجّیّت باطن را ضایع و مهمل، بلکه منکوب و مخذول قرار دهد. و مانند شیخ احمد أحسائی که چون از شبهات قائلین به اصالة الوجود و قائلین به اصالة الماهیة فرو ماند، قائل به اصالة الوجود و الماهیّة معاً شد خروجاً مِن خلاف مَن خالَفَه، و گمان کرد که جمع بین این دو نظر وصول به حقیقت امر است؛ فَضَلَّ وَ أضَلَّ عَنْ سَواءِ السَّبیل[١].[٢]
[ترجمه شیخ احمد أحسائی]
در کتاب روضات الجنّات[٣] در ترجمۀ شیخ احمد أحسائی از او تعریف فراوانی نموده و او را از نوابغ دهر شمرده و راجع به فضائل و محامد او داد سخن داده است، ولیکن در ترجمۀ شیخ بُرسی تحت عنوان «رَجَب برسی» (صفحه ٢٨٥) از او تنقید را به سرحدی رسانیده که نظیر علوج ثلاثه که مغیّر شریعت حضرت مسیح بودهاند او را مغیّر شریعت خاتم المرسلین شمرده است.
و نیز به مناسبت، از علماء راسخین مانند: سیّدبن طاووس، و صفّار، و علماء قمیّین، تنقید کرده؛ و از مفضّلبن عمر و جابربن یزید جُعفیَّین نیز تنقید کرده و اخبار آنها را در فضائل اهلبیت حمل بر غلو نموده است؛ و از تفسیر منسوب به امام حسنعسگری و تفسیر فراتبن ابراهیم کوفی مذمّت نموده است.
و امّا از شیخ رجب برسی دایره تنقید را بسیار وسیع قرار داده، و کلمات او را در مدائح اهل بیت حمل بر غلوّ مینماید و او را از غالین میداند، و بالأخره بعد اللّتیا
[١]ـ اقتباس از سوره المائدة (٥) آیه ٧٧.
[٢]ـ جنگ ٧، ص ٣٦٠ الی ٣٧١.
[٣]ـ روضات الجنات، طبع حروفی، ج ٣، ص ٣٣٧؛ و طبع سنگی، ج ١، ص ٢٨٥.