مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٦ - اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما
معنای واجبالوجود، و اطلاق و سعۀ وجودی او که همان معنای لایتناهی بودن اوست أزلًا و أبدًا و سَرمدًا و حَدًّا و مُدَّةً و شدَّةً و حیاةً و وجودًا و علمًا و قدرةً و ... [آن است که] دیگر با این سعۀ از تصوّر، حدّی را نمییابیم که ذات مقدّس او محدود باشد تا آنکه بتوانیم آن را مبدأ ذات واجب الوجود دیگری قرار دهیم.
وحدتِ ذاتِ مقدّس او وحدت بالصَّرافه است، یعنی مُحوضَتِ وجود؛ و در اینصورت کُلَّما فرضتَه ثانیًا عادَ أوَلًا. در اینحال آن واجب الوجود دیگر خودِ همین واجب الوجود اوّل بوده و نفس او است، و تعقّل و تصوّر عنوانِ دیگری معنی ندارد.
پس تصوّر این معنی که همان مُحوضَت ذات باشد احتیاج به هیچ مؤونۀ زائدهای ندارد؛ لازمۀ تصوّر واجب الوجود تصوّر مُحوضَت و صرافت او است. و این مسأله در فطرت قبل از حکم عقل موجود است.
امّا در مرحلۀ عقل، میگوییم: اگر ذات مقدّس او دارای صِرافت و محوضت وجود نباشد، لابدّ محدود به حدّی خواهد بود ماهیةً یا وجوداً وَلَوْ در مظاهر و مرایا. اگر آنها را فانی و مندکّ در ذات، و پرتو در ذات نگیریم خواهی نخواهی ذات مقدّس، محدود به حدّ وجودی یا ماهوی آنها شده است، و تقدّست أسمائُه عن أن یکونَ محدودًا؛و ذات مقدّس باری تعالی محدود به هیچ حدِّ وجودی یا عدمی یا ماهوی نیست، و ماهیت او عین وجود او است.
|
و الحَقُّ ماهیّتُهُ إنّیته |
إذْ مُقْتَضَـی العُروضِ مَعْلولیّتُهُ |
و لازمۀ محدودیّتش، حدوث و امکان و فقر و انواع ظلمتها و بوارهائی است که از امکان ناشی میشود؛ جَلَّ جنابه عن أن یکون ممکنًا أو حادثًا أو فقیرًا، (وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ).[١]
[١]ـ سوره فاطر (٣٥) قسمتی از آیه ١٥.