مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٨ - اشکال مرحوم علاّمه طهرانی به حاج آقا رضا همدانی رضوان الله علیهما
این انسان که اشرف مخلوقات است سراپایش تقلید محض و تعبّد صرف شده، و با وجود و وجدان و شهود خود، نمیتواند أدنی [مطلبی] را در دین حنیف ادراک نماید؛ چون بنا به فرض همۀ احکام و مسائل اسلامیه از متفرّعات توحید است و توحید ائمّه نقلی است.
مراد علاّمه [حلّی] ـ رحمة الله علیه ـ که میفرماید این مسأله اجماعی است، نه آن است که دلیل این حقیقت، اجماع که یک حکم نقلی است میباشد؛ بلکه مراد آن است که این مسأله به اندازهای واضح و روشن است که أحدی از علماء اسلام در آن خلاف نکردهاند، و همه متّفقند بر آنکه باید وحدتِ ذاتِ واجب را بالعیان و الشّهود و الکشف یا بالعقلِ المستقلّ ادراک نمود.
معنای اینکه در وحدتِ واجب الوجود دلیل عقلی نداریم این است که به طور کلّی عقل را بدین مسأله راهی نیست، یعنی این واقعیّت و نفس الأمریّت را عقل نمیتواند ادراک نماید؛ در اینصورت میپرسیم چرا نمیتواند؟ چرا در سایر صفات إلهیه راه دارد ولی در توحید که از همه مهمتر است کُمیتش لنگ است؟! قرآن میفرماید: انسان به وحدت ذات مقدّسش گواهی میدهد:
(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).[١]
آیا این شهادت اولوا العلم بعد از ثبوت نقل است؟! آیا پس از تعبّد است؟! آیا شهادت خود رسولالله و أمیرالمؤمنین هم بر اساس نقل بوده، و اگر فرضاً چنین آیهای وارد نمیشد آنها در مسألۀ توحید دچار شکّ و تردید بودند؟! آیا شهادت ملائکه هم پس از نقل بوده؟! یا نه، شهادت ذات مقدّس پروردگار و ملائکه و اولواالعلم همه از یک سنخ بوده، و آن هم شهادت وجدانی و شهودی و تعقّلی است، نه تعبّدی.
[١]ـ سوره آل عمران (٣) آیه ١٨.