مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٨ - ادراک کلیات، دلیلی بر تجرّد نفس
و این ناشی از هیمنه و سیطرۀ حافظه بر دو زمان لاحق و سابق است. بدون آنکه خودش زمانی باشد ـ وگرنه چنین زمان سابق و لاحقی را نمیتوانست با هم جمع کند ـ حکم به تکرار کرده است.
این راجع به قوّۀ حافظه.
[راجع به قوّه واهمه]
و امّا راجع به قوّه واهمه؛ پس میگوئیم:
اگر دایرهای را در خارج داشته باشیم و سپس آن را به دو نیمه کنیم، قوّۀ حافظۀ ما حکم میکند که همان دایره به دو نیمه شده است، نه آنکه ابتدائاً دو نیم دایره به وجود آمده است.
ولیکن اگر این دایره را به واسطه قوّۀ واهمه در ذهن تصوّر کنیم و سپس بخواهیم آن را به دو نیمه کنیم نمیتوانیم؛ بلکه دائماً هرچه دو نیمدایره تصوّر کنیم دو نیمدائرۀ جدید بوده و در پهلو و محاذات آن دائرۀ تمام قرار میگیرد. و میدانیم که از آثار موجودات مادیّه قابلیّت انقسام در خارج است و این دائرۀ ذهنیّه چون در ذهن منقسم نمیگردد، بنابراین مادّی نیست.
و به همین ترتیب تمام صور و اشکالی که در ذهن منقّش میگردند مادّی نیستند؛ و معانی جزئیّه و کلیّه مادّی نیستند؛ و قوّه متخیّله و متفکّره مادّی نیستند؛ و تمام قوای باطنیّه و نفس انسان که فی وحدته کلّ القوی میباشد مادّی نیستند.[١]
[ادراک کلیات، دلیلی بر تجرّد نفس]
بسیاری از فلاسفه بالخصوص أبوعلی سینا یکی از دلائلی را که برای تجرّد نفس میآورند آن است که:
[١]ـ جنگ ٧، ص ٤٠٢ الی ٤٠٦.