مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٤ - اقوال مختلف فلاسفه در حقیقت زمان
زمان: امتدادی که در عالم است و دارای ثبات و قرار نیست و پیوسته در گذر است و موجب قبلیّت و بعدیّت اشیاء میشود زمان است.
[اقوال مختلف فلاسفه در حقیقت زمان]
شیخالرئیس در طبیعیّات شفا، اقوال مختلفی از فلاسفه در حقیقت زمان نقل کرده است:[١]
١ـ بعضی زمان را مجرّد فرض میدانند که از حرکت حوادث فرض میشود.
٢ـ بعضی برای زمان وجود حقیقی قائلند؛ و آنها دارای نظریّات مختلفی هستند:
١. جمعی زمان را مبدأ واجب عالم دانستهاند.
٢. گروهی زمان را جوهری جسمانی پنداشتهاند.
٣. افلاطون زمان را جوهری مستقلّ و جدا از جسم میداند.
٤. ارسطو زمان را مقدار حرکت میداند.
٥. جمعی حرکت دوری سالیانه و روزانه را که در این جهان دیده میشود، زمان نامیدهاند.
٦. برخی زمان را امری نسبی انگاشته و آن را نسبتی دانستهاند که از سنجیدن دو چیز باهم به دست میآید؛ و بنابراین نسبت به أشیائی که باهم سنجیده میشوند مختلف میگردد.
٧. ابوالبرکات بغدادی زمان را مقدار وجود میخواند؛ و زمان هر چیز مقدار وجود آن چیز است.[٢]
٨. طائفهای از حکماء از فهمیدن حقیقت زمان اظهار عجز کردهاند.
[١]ـ الشفاء (الطبیعیات) ج ١، ص ١١٤.
[٢]ـ [آنچه که از ابوالبرکات در کتب مختلفه نقل شده است، این عبارت است: «ان الباقی لا یتصور بقاؤه الا فی زمان مستمرّ، و ما لا یکون فی الزمان و یکون باقیًا لابدّ و أن یکون لبقائه مقدار من الزمان، فالزمان مقدار الوجود.» ولیکن این عبارت در المعتبر وجود ندارد. (محقّق)]