مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٠ - در تشابه آراءِ آقا میرزا مهدی اصفهانی و آقا شیخ احمد أحسائی
ایشان گفتند: اصالة الواقعیّه که مجموعهای است از هر دو.
گفتم: اینکه عین کلام مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی است که پس از شیخ احمد أحسائی که قائل به اصالة الوجود و الماهیّه بوده است، نغمۀ اُخرائی در طنبور افتاد، و این حرف غلط است؛ زیرا خلاف وجدان است. ما زید را یک چیز میبینیم نه دو چیز؛ یکی وجود و یکی ماهیّت. و هر چیزی را یکی میبینیم؛ بلکه اُلاغ هم علف را که میخورد آن علف را یک چیز میبیند، نه دو چیز: وجود علف و ماهیّت علف.
و در ضمن سخن، سخت به فلسفه و به عرفان حمله میکردند و اینها را از مبتدعات میشمردند، و نهایت سیر و معرفت را معرفت امام میدانستند، و وجودات مجرّده را از ملائکه منکر بودند، و نفس را هم مادّی میدانستند، و لقاء خدا و شهود و عرفان و فناء و اندکاک را به کلّی انکار میکردند. و فقطّ دلیلشان ظواهری از اخبار بود که آن هم صراحت بر قولشان نداشت، و میگفتند: اخبار مُئوّله و متشابهه داریم و آنها را باید به این اصول برگردانید؛ و آنچه ملاّصدرا و اشباهش از آیات و روایات دلیل بر تجرّد نفس و فرشتگان آوردهاند از اخبار متشابهه است و باید به این اصول برگردانید.
و خلاصه: همه مطالب ایشان به مطالب اخباریّین أشبه بود تا به اصولیّین؛ بلکه یک اخباری بحت و بسیط.
آن مجلس منقض شد؛ و یکی دو روز دیگر نیز در منزل آمدند، و ظاهراً در زیر عبا استخارهای نمودند و سپس گفتند: اجازه میدهید آن مطالب را دنبال کنیم؟!
من گفتم: اینگونه بحثها که بر اساسی متّکی نیست، و پیوسته پرش از فرعی به فرعی و از شاخه به شاخهای است، هیچ فائده ندارد، و برای من جز اِتلاف وقت و دردسر چیز دیگری نیست. اجازه بفرمائید ضبطصوت را بیاورم تا یکایک از گفت و شنودها مضبوط شود، و سپس یکایک از ردّ و بدلها ـ تا به هرجا که