مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٦ - تاریخچه مخالفت با فلسفه در مشهد مقدّس به زمان آقا میرزا مهدی اصفهانی برمیگردد
و سپس به نجف و کربلا و کاظمین و سامرا آمد، و پس از آن به کرمانشاه آمد، و پس از آن به قزوین، و پس از آن به طهران و شاه عبدالعظیم، و پس از آن به خراسان، و پس از آن به طَبَس، و سپس به اصفهان، و سپس به کرمانشاه، و پس از آن عازم مجاورت مشاهد مشرّفه به عراق شد و قصد کربلا نمود.
و پس از مدّت قلیلی عازم حجّ برای بار دوّم شد، و چون به دمشق رسید، مریض شد و پیوسته مرضش سنگین شد؛ تا قبل از رسیدن به مدینه در منزل هدیة که سه مرحله به مدینه مانده بود، در یکشنبه ٢ ذیقعده ١٢٤١ وفات کرد، و جنازۀ او را به مدینه حمل و در بقیع در مقابل بیتالأحزان دفن کردند.»
از این بیان پیداست که شیخ احمد أحسائی در سیر و سلوک بوده و غایةالأمر به مقصد نرسیده و تحمّل آن را نداشته است، و لذا بر سر خصومت با عرفان بپاخاسته است.
مرحوم آقا سیّد جمالالدین گلپایگانی ـرضوان الله علیهـ به حقیر میفرمود:[١] من چون دستوراتی برای سیر و سلوک به بعضی دادهام و نتیجه به عکس حاصل شده و موجب خرابی آنان گردیده است، لذا با موسی بن جعفر علیهالسّلام عهد کردهام که دیگر دستور به کسی ندهم![٢]
[تاریخچه مخالفت با فلسفه در مشهد مقدّس به زمان آقا میرزا مهدی اصفهانی برمیگردد]
در مجلّۀ کیهان اندیشه، شماره ١، مرداد و شهریور ١٣٦٤، در صفحه ٢٤ و صفحه ٢٥ در ضمن مصاحبهای از دانشمند مکرّم آقای حاج سیّد جلالالدّین آشتیانی نقل میکند که:
[١]ـ [تفصیل این مطلب در صفحه ١٥٢ از همین مجلد آمده است. (محقّق)]
[٢]ـ جنگ ١٥، ص١/١٨؛ و ص ٨٢ و ٨٣.