مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٥ - در کیفیّت موت شیخ احمد أحسائی
«دوره منتهی به جناب سیّدی قطبالدّین محمّد ـقدّس سرّه العزیز ـ گردید، و جمعی کثیر در خدمت ذیموهبت اکسیرخاصیّت تربیت شده، عموماً؛ و از خواصّ حاضرین حوزۀ مبارکه، چند نفری از رجال به نهایت رتبۀ علم و عمل و حال فائض آمده به نحوی که صاحب یرلیغ ولایت و اجازۀ معنویّه گردیده، هر یک نفر را به سَمْتی مأمور فرموده، وصیّت نموده به آنها که حکمت مبتدعه فلاسفۀ یونانیّه از ازمنۀ سابقه در میان خلق بیخبر از حقیقت باقی مانده، و با قواعد این دین مبین تطبیق ندارد.
جناب شامخ الألقاب آخوند ملاّ محراب گیلانی ـقدّس سرّه العزیزـ را به اصفهان و عراق عجم مأمور فرموده، و جنابان مستطابان مولانا: آقا سیّد مهدی بحرالعلوم و مولانا شیخ جعفر نجفی فقیه ـقُدِّس سرُّهماـ در سَمت عتبات عالیات ـعلی مُشرّفها السّلام و التحیّات ـ و عراق عرب مقرّر فرموده، و جناب شامخ الفضائل و الاوصاف شیخ الشیوخ شیخ احمد أحسائی ـقُدّس سرّه العزیزـ را به اطراف ایران مأمور کرد که در حرکت باشند، و جناب مستطاب کرّوبی انتساب آقای آقا محمّد هاشم ـقدّس سرّه العزیزـ داماد خود و جدّ فقیر را به سمت فارس امر فرموده.
و به طور انصاف هر یک از این بزرگواران کمال بذل جهد و اجتهاد خود را فرموده، و به حول الله تعالی و عنایاته حکمت معصومیّه الهیه را در ایران بل توران رواج دادند.» ـ انتهی.
[در کیفیّت موت شیخ احمد أحسائی]
و شاید بر همین اساس باشد که در أعلام الشّیعة، جلد ٢ از الکرام البررة، صفحه ٨٩ و٩٠ آورده است که:
«چون از نجف به زیارت حضرت امام رضا علیهالسّلام آمد، به یزد رفت و سپس به طهران و سپس به یزد و سپس به اصفهان و سپس به کرمانشاه رفت؛ و حجّ را در سنۀ ١٢٣٢ بجای آورد.