مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٧ - فیثاغورث اصل عالم عدد است و موجودات مظاهر و مراتب عدد هستند
دِکارت مبانی فلسفه قدما را مورد مطالعه قرار داد، و رشتۀ تقلید را برداشت و استدلالها و قیاسهای عقلی را به چیزی نگرفت، و ذهن خود را به تمام معنی خالی کرد و سپس از نو به عالم با چشم دگری نگاه کرد، و در همه چیزها به دیدۀ شکّ و تردید و نادانی نگریست، و بالأخره از یک نقطۀ یقینی که وجود خودش بود شروع کرد و قدم به قدم پیش رفت و کتابی جدید در کیفیّت تعقّل صحیح نگاشت.
صدرالمتألّهین بر اساس طرز تفکّر قدماء که میخواستند حقائق اشیاء را دریابند، موجودات را به جوهر و عرض و جسم طبیعی و جسم تعلیمی تقسیم کرد و جسم تعلیمی را عَرَض برای جسم طبیعی دانست، و اثبات کرد که حرکت در عرض بدون حرکت در جوهر محال است و در نتیجه گفت: جوهر عالم مادّه پیوسته در حرکت است.
[دکارت: عالم از امتداد حرکت ساخته شده است]
ولیکن دکارت از نظر حسّ و تجربه به عالم نگریست و قیاسات عقلی را ناچیز گرفت و فقط قواعد طبیعی و ریاضی را معتبر دانست و گفت:
عالم از امتداد حرکت ساخته شده است. عالم عبارت است از یک سلسله موجودات مختلف که هر کدام دارای رنگ و شکل و اثر مخصوصی هستند و این اختلافات فقط بر اثر اختلاف حرکت است، و اگر همه آثار و خواصّ را برداریم باز یک چیز باقی میماند که در همه مشترک است و همان بُعد و امتداد است؛ پس عالم عبارت است از یک شیء مشترک که آن امتداد است و از یک آثار و خواصّ مخصوصی که اشیا را از هم جدا کرده است و آن حرکت است. پس اصل جسمیّت همان بُعد و کشش است، و خصوصیّات اجسام، اختلاف حرکت در آن بُعد و کشش است. صورت طلا و آهن و حیوان و گیاه و غیرها، مظاهر حرکات متفاوتی است که در روی آن بعد پدید آمده و این اشیاء متفاوته را به وجود آورده است. و چون این حرکات بر اساس تناسب هندسی و ریاضی است، لذا برای فهمیدن موجودات باید از راه قواعد ریاضی پیش رفت.