مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٧ - بحثی در حقیقت و ماهیّت حرکت
به خود گرفته است؛ و همچنین هر اندازه بر سرعت و شدّتش افزوده شده، برای ما به صورتهای جمادات و فلزّات و گیاهها و حیوانها و غیره هویدا گردیده است.»
· در فصل ٥ از صفحه ٣٠ تا ٣٤ مثال شیرینی زدهاند و ثابت کردهاند که علم میگوید: اصل عالم حرکت است، و با کمک فلسفه اثبات میشود که آن حرکت، عبارت از دانههای نوری بر روی مرکبی سوار است که آن را اِتِر گویند.
علم نسبت به وجود و عدم این جوهر ساکت است و نفی و اثباتی ندارد، و فقط اثبات امواج نوری را میکند که از آن امواج به طور نوسانهای مختلف، اشیاء مختلف پدیدار شده است؛ ولی فلسفه به دو دلیل میگوید نمیشود این امواج نوری بدون مادّه بوده باشد:
١. به دلیل لزوم خلاء؛
٢. امواج نوری که از آفتاب به زمین میرسد در صورت عدم اِتِر و جوهر لطیف حامل، باید در عدم و نیستی حرکت کند؛ و این محال است.
· در فصل ٦ در صفحه ٣٩ گفتهاند:
«جسم تعلیمی، کمّ متّصلی است که در سه جهت امتداد داشته باشد که صفت جسم طبیعی است؛ و جسم طبیعی جوهری است دارای سه امتداد یا سه بُعد که آن سه بعد را جسم تعلیمی گویند که اندازه و مقدار و حجم جسم طبیعی باشد.»[١]
[بحثی در حقیقت و ماهیّت حرکت]
در فصل ٧، در صفحه ٤٢:
«قدما[٢] میگفتند: حرکت عبارت است از تغییر تدریجی که در چیزی پیدا
[١]ـ جنگ ٧، ص ٥١٨.
[٢]ـ الشفاء (الطبیعیات) ج ١، ص ٩٨.