مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٨ - در ترجم١٧٢٨ احوال شاه نعمتالله وَلیّ
|
سعدیا شرمی بدار آخر چه میترسی بگو |
||||
|
نیست بعد از مصطفی مولای ما الاّ علیّ“ |
||||
قاضی نورالله اشعار دیگری را شاهد آورده است که ما از خوف اطاله و إطناب از ذکر آن صرف نظر میکنیم. آنگاه عبدالعظیم گرگانی گفته است:
”به هرحال اظهار عقیدۀ صریح درین باب نمیتوان نمود و شیخ بزرگوار که صوفی صافی مشرب و اهل صفا و حقیقت است، بر فرض آنکه از اهل سنّت باشد، مانند دیگران متعصّب و جاهل نیست؛ و اگر حضرت علیّ را وصیّ بلافصل نداند، ولیّ میداند و میگوید:
|
ببخشای کانان که مرد حقند |
خریدار دکّان بی رونقند |
|
|
جوانمرد اگر راست خواهی ولی است |
کرمپیشۀ شاه مردان علی است[١]“»[٢] |
در ترجمۀ احوال شاه نعمتالله وَلیّ
[بستان السیاحه] از صفحه ٥٢٥ تا ٥٢٩ در ترجمۀ احوال شاه نعمتالله ولیّ بیان کرده است و اجمالاً آنکه:
او در قریۀ کوهنبان که از قراء کرمان است متولّد شده است، و نود و هفت سال عمر کرده است. تولّدش در ٧٣٧ و ارتحالش در ٨٣٤ در ماهان که از شهرهای کرمان و محل اقامتش بود، واقع شد.
صاحب بستان السیاحة گوید که: او از اولاد حضرت امام محمّد باقر علیهالسّلام است و این غلطی محض است.[٣] او از اولاد حضرت اسماعیل بن
[١]ـ همان مصدر، بوستان.
[٢]ـ جنگ ١٨، ص ١٨ و ١٩.
[٣]ـ این حقیر در این نسبت با بعضی مذاکره کردم، گفتند: صاحب بستان السیاحة شاه نعمتالله ولی را از اولاد حضرت امام صادق علیهالسّلام میداند، فلهذا در سلسلۀ نسبش گوید: ... ابن سیّد محمّد ثالث بن سیّد اسماعیل بن سیّد أبیعبدالله بن الإمام محمّد الباقر. ـ الخ؛ ولی چون *
* صوفیان حضرت صادق علیهالسّلام را به قطبیّت و ارشاد قبول ندارند ـ بر خلاف حضرت باقر علیهالسّلام ـ فلهذا در شمارش سلسله نسب، او را به حضرت باقر که شخصیّت ارشاد در نزد آنان دارند منتهی نموده است. خذلهم الله إن شاء الله.