مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٥ - اشعار کمپانی دالّه بر امکان فناء ذاتی
اشعار کمپانی دالّه بر امکان فناء ذاتی
مرحوم آیة الله کمپانی حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی ـ قدّس الله نفسه ـ چنانچه از مکاتباتشان با مرحوم آیة الله حاج سیّد احمد طهرانی کربلایی پیداست شدیداً مخالف با امکان فناء در ذات اقدس حق تعالی بودهاند. و امّا از آنچه از اشعارشان در تحفة الحکیم برمیآید، از این مطلب عدول فرمودهاند و مطالب توحید عرفا را قبول نمودهاند. ایشان در صفحه ٤٠ و ٤١ از تحفة الحکیم درباره «الاتحاد و الهُوهُوِیّة» میفرمایند:
|
١. صیرورةُ الذاتین ذاتًا واحدة |
خُلفٌ مُحالٌ و العقولُ شاهدة |
|
|
٢. و لیس الاتصال بالمُفارق |
مِن المُحال بل بمعنًی لائِقِ |
|
|
٣. کذلک الفَناءُ فی المبدإ لا |
یُعْنَی به المُحالُ عند العقلا |
|
|
٤. إذ المُحالُ وحدةُ الإثنین |
لا رفعُ إنّیَّتِه ِفی البَیْن |
|
|
٥. و الصِّدقُ فی مرحلة الدّلالة |
فی المَزج و الوصل و الاستحالة |
|
|
٦. فالحملُ إذ کان بمعنی هُوَ هُو |
ذو وحدةٍ و کثرةٍ فانتَبِهوا[١] |
[١]ـ [ترجمه این ابیات در الله شناسی، ج ٢، ص ٢٨٢ اینچنین آمده است:
«١. چنانچه دو ذات مختلف ذات واحد شوند، این امر محال است؛ و عقول شاهد بر این محالیّت است.
٢. امّا اتّصال پیدا نمودن نفوس و ارواح به مفارقات و مجرّدات عقلیّه، محال نمیباشد؛ بلکه دارای معنی مناسب و سزاوار به آن اتّصال و کیفیّت هو هویّت آنهاست.
٣. همچنین فنای نفوس انسانی در مبدأ و اصل قدیم خداوندی نیز در نزد صاحبان عقل، محال به نظر نمیرسد.
٤. به سبب آنکه محال، عبارت است از یکی شدن دو چیز؛ نه از میان برداشته شدن انّیّت و هستی نفس انسانی از میانه.
٥. و نیز گواه ما بر عدم محالیّت آن، صادق آمدن عنوان وحدت و یگانگی است در مرحله دلالت، *
* در مورد ترکیب مزجی؛ همچون آب و سرکه که این دو مادّه با آنکه دو تا هستند و درهم آمیخته و ممزوج گشتهاند، معذلک عنوان وحدت و نام واحدی بر آنها جاری میشود، و در ترکیب سرکه و عسل بدان انگبین گویند.
و همچنین در مورد اتّصال دو چیز یا چند چیز با یکدگر؛ مثل قطعات چوب که از اتّصالشان، با وجود دوئیّت و بینونت معذلک نام واحد سریر بدان گفته میشود.
و همچنین در مورد استحاله که چیزی به صورت چیز دگر مبدّل شود؛ همچون آب که بخار میشود، در این صورت میگویند: این بخار، همان آب است نه چیز دیگر، در حالیکه آب و بخار دو چیز هستند.
٦. و در باب قضایا، قضیّه حمل شایع صناعی چون زید قائم است، که زید و قائم دو چیز میباشند؛ و امّا در مورد حمل هو هو یعنی حمل اوّلی ذاتی، که حمل مفاهیم است بر همدگر همچون حمل حیوان ناطق بر انسان، که در این صورت با وجود وحدت مفهومی که نتیجه حمل و هو هویّت است، معذلک کثرت مفهوم انسان با حیوان ناطق سبب صحّت حمل شده است؛ و گرنه معنی نداشت که یک چیز به تمام معنی برخودش حمل شود؛ مثل الإنسانُ إنسانٌ. و لهذا در حمل اوّلی که حمل هو هوست با وجود کثرت مفهومی از جهتی، اتّحاد در حمل واقع شده است؛ پس بر این مطالب توجّه داشته باشید.» (محقّق)]