مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٩ - نزدیک بودن نظریّه نسبیّت با نظریّه ملاّصدرا، در عین اختلاف مبنا
بشر از ادراک حقائق موجودات عاجز است؛ عقل ما محدود نسبت به محیطی است که در آن زیست مینمائیم و احاطۀ کلّیّه بر غیر آن ندارد.
پروتاغورث که از معتبرترین حکمای سوفسطائی یونان است میگفت: میزان همه چیز انسان است. این قول مستلزم قول به نسبیّت است؛ زیرا آنچه را که بشر از عالم ادراک میکند به میزان قوای خویش سنجیده و ادراک میکند.
[پوانکاره صریحاً معتقد به نسبیّت بود]
پوانکاره صریحاً معتقد به نسبیّت بود؛ و بسیاری دیگر از دانشمندان نیز عقیدۀ نسبیّت را اظهار داشتند تا آنکه منکوسکی (دانشمند آلمانی که اینشتین عقیدۀ نسبیّت را از او اتخاذ کرده است) در سال ١٩٠٨ در مجمع علمی شهر کولونیا اظهار داشت:
ما باید از این هنگام چنین بدانیم که: فضا به تنهائی و زمان به تنهائی، سایۀ حقیقتی هستند که آن حقیقت عبارت است از: اتّحاد زمان با مکان، که در نتیجۀ اتّحاد زمان و مکان عالمی موجود میشود که حوادث در آن پدید میآیند. ما حوادث مزبور را به نام موجودات میخوانیم و آنها را حقایق میپنداریم، درحالتیکه آنها سایه حقائق هستند.
پس از منکوسکی، اینشتین نسبیّت عامّه را با براهین ریاضی به اثبات رسانید.»
[نزدیک بودن نظریّه نسبیّت با نظریّه ملاّصدرا، در عین اختلاف مبنا]
در فصل ١٢و در صفحه ٧٧ گوید:
«نظریّۀ اینشتین مربوط به ریاضیّات عالیه و هندسه فضائی، و تفاوت مابینِ فضاء ریمانی و فضاء اقلیدوسی میباشد. و ما خلاصۀ نظریّه را در اینجا با حذف