مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٨٢ - بحثی پیرامون زمان و مکان
آنها را دریابیم؛ چنانکه درجات ارتعاش مابینِ صوت و نور را ادراک نمیکنیم و درجات بالاتر از نور بنفش و پائینتر از نور قرمز را با چشم نمیبینیم، ولی با وسائل دیگری وجود آنها به اثبات رسیده است.
بنابراین اگر ما میلیونها حسّ دیگر میداشتیم، میلیونها اشیاء دیگری را که غیر از مدرکات به حواسّ خمسه بودند ادراک مینمودیم؛ و اگر هم همین پنج حسّ ما طور دیگر ساخته شده بود، همین مدرکات را هم به نحوۀ دیگری ادراک میکردیم. پس آنچه ما ادراک داریم اختصاص به خودمان دارد و نمیتوانیم حکم کنیم که طبیعت مطلقاً و در هرجا و در هر حال و برای هرکس، همینطور است که ما یافتهایم. (در اینجا دو مثال میزند که شایان تأمّل است.)
و نیز راجع به رسیدن نور مرّیخ به زمین یک حساب مختصر و سادۀ ریاضی را نشان داده است. و نیز بیان کرده است که برای رصد کردن ستارگان آسمانی باید علاوه بر محاسبۀ مسافت نوری، مقدار زمان بعد و قرب فعلی آنها را نیز در وقت رصد کردن در نظر گرفت؛ و لهذا باید زمان را در حساب مکان، و مکان را در حساب زمان آورد، و برای سنجیدن موقع حقیقی هر چیزی علاوه بر سه بُعد معروف باید زمان را هم به عنوان بُعد چهارم در نظر گرفت.»
[بحثی پیرامون زمان و مکان]
در فصل ١٤ و در صفحۀ ٨٩ به بعد که راجع به زمان و مکان است گوید:
«زمان ـ مکان:
مکان در نزد قدماء به سه معنی گفته میشد:
١. نقطۀ اتّکاء: مثلاً میگوئیم: مکان آدمیزاده سطح زمین است و علّتش ـطبق کشف نیوتن که قانون جاذبۀ عمومی را کشف کرد ـ جاذبهای است در جسم بزرگتر، که جسم کوچکتر را به سوی خود میکشاند.