مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٩٢ - از جمل١٧٢٨ جواب شیخ عبدالرّزاق به علاءالدَّول١٧٢٨ سمنانی به عبارات
پس هر که را این مرتبه باشد، حقّ تعالی او را از مراتب تعیّنات مجرّد گرداند و از قید عقول برهاند و به کشف و شهود به آن إحاطت رسد؛ و إلاّ در حجُب جلال بماند.
و در سخن ساقی کوثر، أمیرالمؤمنین علی ـ رضی الله تعالی عنه ـ آمده است:
”الحقیقةُ کَشفُ سُبحاتِ الجلال من غیر إشارةٍ.[١]“
چه اگر اشارت حسّی یا عقلی در وقت تجلّی جمال مطلق بماند، عین تعیّن پیدا شود، و جمال عین جلال گردد، و شهود نفس احتجاب؛ سُبحان مَن لا یعرفُه إلّا هو وحده.
... و بعد از آن به صحبت مولانا شمس الدّین کیشی، رسیدم؛ چون از مولانا نورالدّین شنیده بودم که در این عصر مثل او در طریق معرفت کسی نیست. و این رباعی سخن اوست:
|
هر نقش که بر تختۀ هستی پیداست |
||||
|
آن صورت آن کس است کان نقش آراست |
||||
|
دریای کهن چو بر زند موجی نو |
||||
|
موجش خوانند و در حقیقت دریاست |
||||
... و نیز سخن شیخ عبدالله أنصاری ـ قدّس سرّه ـ همه این است. و آخر جمع مقامات در دوره سوّم به توحید صرف رسانیده، و در باب این سخن شیخ شهاب الدّین سهروردی چند موضع تصریح فرموده است.
چنانکه در شرح سخن امام مُحَقِّق جعفر صادق ـرضی الله تعالی عنهـ آمده
[١]ـ جامع الأسرار، ص ١٧٠.