مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٦ - مقایس١٧٢٨ مبانی برخی اندیشمندان با ملاّصدرا در بحث حرکت
که: حرکت در جوهر عالم است و تمام تغییرات و حرکت در اعراض متحرّکه تابع حرکت در جوهر آنها است، و یک امر واحد مستمرّ سیّال در عالم وجود دارد و زمان از این حرکت جوهریّه انتزاع میشود؛ زمان مقدار و کمیّت حرکت در جوهر است.[١]
[اینشتین: اصل عالم جز حرکت چیزی نیست]
اینشتین به کمک قواعد ریاضی میگوید: اصل عالم جز حرکت چیزی نیست، و تنوّع حرکت موجب پیدایش اجسام متنوّع است، و امتداد زمانی از امتداد مکانی انفکاک ندارد، و حجم عالم طبیعت از چهار بعد پدیدار شده است: سه بعد معروف و بعد چهارم زمان است. و اگر ما دارای مشاعر و قوای دیگر بودیم شاید علاوه بر این چهار بعد، ابعاد دیگر را نیز مییافتیم.»
[مقایسۀ مبانی برخی اندیشمندان با ملاّصدرا در بحث حرکت]
در فصل ١١ و در صفحه ٧٠ گوید:
«ملاّصدرا شاگرد میرداماد و شیخ بهائی بود و در سفر هفتمین خود که پیاده به مکّه میرفت در بصره در سنه ١٠٥٠ فوت کرد.
فلسفۀ او شبیه به فلسفۀ اخوانالصّفا بود که کتب فلسفی و آسمانی و کتاب طبیعت و مکاشفات نفسانیّه را به هم درآمیخته و از مجموع آنها فلسفۀ خاصّی به وجود آورد؛ و از جمله اثبات حرکت در جوهر است که اصل و جوهرۀ عالم طبیعت را متحرّک میداند و در ذات و کینونت خود پویا توصیف میکند.
در همان مواقع در غرب، مردی دگر به نام دِکارت ثابت کرد که مبدأ همۀ موجودات حرکت است.
[١]ـ همان مصدر، ج ٣، فصل٢٠ الی فصل ٢٦.