مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٠ - آیا در فناء ذاتی، عین ثابت باقی میماند
[١]* ثانیه حکم به صرافت وجود و بقاء ذات در مرتبه اطلاقی خود کنیم، اما در فرض اوّل باعث ترکّب ذات واجبی و محو ماهیّت اطلاق واجب شود؟
چه فرقی است در نظام واقع و حاقّ حقیقت وجود در بدو خلقت و نهایت امر؟ و چگونه است تفسیر آیه شریفه: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)؟ (سوره هود (٢) ذیل آیه ١٥٦) و یا آیات مشابه، نظیر: (وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ)؟ (سوره هود (١١) قسمتی از آیه ١٢٣) و چگونه میتوان حدیث شریف: کان اللهُ و لم یَکن معه شیءٌ و الآنَ کما کان* را توجیه و تفسیر نمود؟
مگر حقیقت امکانیِ هویّاتِ خارجیّه، حقیقت فانیه در ذات واجبی نمیباشد؟ و اگر نیست پس این استقلال و استغناء، در وجود را از کجا آوردهاند؟ و اگر هست پس چرا حکم فناء ذاتی را به فناء ذات و نفس عارف در ذات باری تسرّی نمیدهیم؟
اگر فناء ذات عارف در ذات ربوبی موجب از دست دادن اسم و اشاره حسّیه است، و بقاء عارف پس از گذراندن مرحله فناء ذاتی خلق جدیدی را ایجاب میکند که با خلق اوّل منافات خواهد داشت ـ چنانچه مرحوم علاّمه طباطبائی ـرضوان الله علیهـ بدان ملتزم بودند ـ پس چرا این مرتبه فناء را برای همه موجودات فعلاً در ذات باری میپذیریم؟
با توجّه به مطالب فوق دیدگاههای مرحوم والد و علاّمه طباطبائی ـ قدّس الله سرّهما ـ در بقاء و فناء اعیان ثابته روشن میشود. اشکال مرحوم علاّمه طباطبائی ـ قدّس سرّه ـ چنانچه مرحوم والد ـأعلی الله مقامهـ در کتاب مهرتابان متذکّر شدهاند التزام به خلق جدید در صورت فناء ذاتی اعیان ثابته در ذات حقّ متعال است، و این التزام علاوه بر تأبّی فطرت سلیم از پذیرش آن موجب توالی فاسده خواهد شد چنانچه در کتاب مشروحاً توضیح داده شده است.
و امّا پاسخ مرحوم علاّمه والد به استاد گرانقدر در این قسمت از اشکال به نظر مجمل و ناکافی مینماید، و ایشان محوریّت پاسخ و رفع ایراد را بر ترتّب کمال به نحو اتّم در فناء ذاتی میشمرند (همچون فناء پروانه در آتش شمع که با سوختن و سوزاندن خویش به منتهی و غایت کمالات وجودی خویش نایل میشود)، و با اشعار و تمثیلات سعی در تقریب و تثبیت نظریّه خویش را دارند؛ و اما نظریّه خلق جدید که محور اشکالات علاّمه طباطبائی است همچنان به معضلی نشکفته پابرجا خواهد ماند.
در این میان نفسِ مدعای مرحوم والد ـقدّس سرّهـ گرچه با موازین مراتب کمال و معرفت موافق، ولی شکل جمع میان این مدعی و لزوم خلق جدید و محو اسمیّت و رسمیّت که مرحوم علاّمه طباطبائی بر آن اصرار میورزند همچنان باقی میماند. زیرا به هر تقدیر هنگام فناء ذاتی*