مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦١ - معنی تِراسْتْ در لغت
النَّجل: الولد أو النَّسل ـ الوالد؛[١] ج: أنجال.[٢]
معنی تِراسْتْ در لغت
«تراست: در اصطلاح مالی و اقتصادی، هر نوع سازمانی را گویند که سیاست بازرگانی چندین مؤسّسه مستقل را تحت نظارت خود درآورد؛ و مخصوصاً بهای کالاهائی را که مؤسّسات مذکور تولید میکنند، در بازارهای مختلف یکنواخت کرده، رقابت را از بین بردارد.
لازمۀ پیشرفت و توسعۀ رژیم سرمایهداری این است که تولید کالا به مقادیر زیاد و به وسیلۀ باصرفهترین ماشینها و به ارزانترین قیمت انجام گیرد تا سود سرمایهداران افزایش یابد.
تراست یکی از مظاهر رژیم سرمایهداری است که به وسیله آن سرمایهداران کوچک از بین برده میشود و واحدهای کوچک صنعتی تحلیل میروند، و صرفهجوئیهای زیادی در هزینۀ تولید به عمل میآید.
در تراست تمرکز فنّی و اقتصادی به طور کامل ایجاد میگردد، و اصل تقسیم کار و روشهای علمی تولید، قابل اجرا میشود. در نتیجۀ اجرای اصول علمی، و تعطیل واحدهای زاید، و به کاربردن وسائل جدید، تولید افزایش مییابد و سیر تکاملی رژیم سرمایهداری تأمین میگردد.
ایجادکنندگان تراست به وسائل مختلف مشروع و غیرمشروع متوسّل میشوند تا واحدهای تولید ضعیفتر را از بین ببرند و آنها را در سازمان خود مستهلک سازند، اینگونه وسائل عبارتند از:
[١]ـ [منظور اینکه: کلمۀ «النجل» هم در معنای «ولد» به کار میرود و هم در معنای «والد». (محقّق)]
[٢]ـ جنگ ١٣، ص ٨٠.