مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٨ - انسان توانائی این را دارد که حقیقت موجودات را دریابد
این گفتار دکارت شباهت به گفتار فیثاغورث دارد که میگوید: اصل عالم عدد است، و موجودات مختلف مظاهر و مراتب مختلف عدد هستند که به نسبت مخصوص ترکیب شدهاند. بنابر قول فیثاغورث چیزی که بر یک منوال باشد قابل ادراک نیست (همینکه قطعه قطعه شد و قطعات مختلف با یکدیگر ترکیب شدند به ادراک انسان در میآیند؛ مثلاً یک آواز یکنواخت که اوّل و آخر نداشته باشد، شنیده نخواهد شد)، و اصل عالم که عدد است واحد است و ادراک نمیشود؛ امّا وقتی که موجودات از تقطیع و ترکیب عدد واحد پیدا شدهاند، قابل ادراک میگردند.
باری، فیثاغورث و دکارت و علماء بعد از دکارت تا امروز جهان را فقط از نظر فیزیکی و ریاضی مینگرند و فقط جسم تعلیمی را که موضوع قضایای هندسی است مطالعه میکنند و در تحقیقات پیرامون آن کشف آثار فیزیکی و شیمیائی نمودهاند، ولی صدرالمتألّهین و فلاسفه قدیم نظر به حاقّ طبیعت و جسم طبیعی نیز مینمایند.
و علم امروزی هرجا از تجربه علمی باز ایستاد، فلسفه به کمک آن برمیخیزد تا آنکه قواعد علمی بسیار که بعضی از آنها به دستیاری فلسفه بود، در کار آمد و یکی پس از دیگر مکشوف شد. از جمله چند قاعده است که مبنای نظریّه نسبیّت اینشتین واقع شده و اساس آن قواعد ـ که بعضی از آنها هنوز فرضی است و ثبوت علمی ندارد ـ قرار گرفته است؛ مانند: عمومیّت حرکت، قانون جاذبیّت عمومی اجسام، ثبات سرعت نور، کوتاه شدن أجسام در جهت حرکت، و غیرها.
[انسان توانائی این را دارد که حقیقت موجودات را دریابد]
از زمان قدیم بسیاری از فلاسفه معتقد بودهاند که انسان چنین توانائی را دارد که بتواند حقیقت موجودات را دریابد، ولی بعضی مدّعی بودهاند که عقل و ادراک