مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٢ - نقد و ایرادهای مرحوم علاّمه طهرانی بر کتاب پرواز روح
گفت: ”تو فرزند او هستی، عیدی را تو باید برای من بگیری!“
وقتی دیدم میخواهد به تعارف بگذرد، گفتم: ”آیا من فرزند علیّ بن أبیطالب علیهالسّلام هستم یا نه؟“
گفت: ”بله قربان!“
گفتم: ”تو چه کارهای؟“
گفت: ”من نوکر شما!“
گفتم: ”به تو امر[١] میکنم که عیدی مرا بگیری و به من بدهی!“
گفت: ”چشم قربان!“
سپس رو به قبله نشست و زیارت امین الله را خواند. من به او نگاه میکردم، ناگهان دیدم رنگش پرید، مثل آنکه با علیّ بن أبیطالب سخن میگوید، من صدایی نمیشنیدم امّا مثل آنکه علی علیهالسّلام به او چیزی میگفت که او مرتّب در پاسخ میگفت: ”بله، چشم، عرض میکنم، از لطفتان متشکرم.“
پس از چند دقیقه سکوت، وقتی حالش به جا آمد، رو به من کرد و...[٢]
[١]ـ این نحو تخاطب منافات با ادب رفاقت دارد؛ ولی گویا چون مؤلّف محترم در قول و کردار او وجداناً تناقض لمس میکرده است، لذا بدینگونه از تحکّم او را ملزم و مفخم نموده است. (مرحوم علاّمه، قدّس الله نفسه الزّکیّه)
[٢]ـ [به زودی این رساله همراه تعلیقات و تحقیقات حضرت آیة الله حاج سیّد محمّد محسن حسینی طهرانی ـ حفظه الله ـ به طور مستقل به زیور طبع آراسته خواهد شد. (محقّق)]