مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٩ - بحثی در حقیقت و ماهیّت حرکت
باشد معنایش این است که خود جسمیّت تغییر کند و محصّلش این میشود که جسم از جسمیّت بیرون رود و چیز دیگر شود غیر از جسم.»[١]
· در فصل ٨، صفحه ٤٨:
«صدرالمتألّهین در سیصد سال پیش، آری در سیصد سال پیش، همان موقعی که دِکارْتْ راه جدیدی در علم به روی دنیا بازمیکرد، همان زمانی که نهصد سال بود فلاسفۀ اسلام فلسفۀ ارسطو را مانند وحی آسمانی میدانستند، همان هنگامی که بنیان فلسفۀ مشّاء که روی استدلالات عقلی قرار داشت هنوز مانند کوه پولادین پابرجا و استوار بود، در همان موقع صدرالمتألّهین شیرازی یعنی فیلسوف بلندفکر روشننظر ایران در قرون اخیره، نظریّهای اظهار داشت که عالم فلسفۀ اسلام را تکان داد.
این حکیم شجاع که دلش با نور عرفان روشن بود و قریحۀ سرشار و بلندپروازش از سرچشمه حقیقت آب میخورد، با کمال شهامت در مقابل طلسمهائی که متجاوز از هزار سال دست و پای فکر بشر را بسته بود ایستادگی کرد و برخلاف ارسطو و فارابی و بوعلی قیام نمود.
برخلاف ارسطو! این کلمه امروز به آسانی گفته و شنیده میشود، امّا آن روز نام ارسطو به حدّی عظمت داشت که کسی جرأت نمیکرد اندیشۀ خلاف سخنان ارسطو را در دماغ بگذراند.
صدرالمتألّهین فلسفۀ مشّاء یعنی فلسفۀ ارسطو و ابنسینا را کاملاً فرا گرفت، و در فلسفۀ اشراق بصیرت کامل به دست آورد، مطالب را روی هم ریخت، با مشاهدات و افکار خویش سنجید، در حقیقت هستی دقیق شد، تا توانست خود را به معنای عالم نزدیک ساخت، اصطلاحات علمی و قیود الفاظ را به دور ریخت، و در همه یک معنی و یک مقصود جُست، آنگاه آنچه را با نور جان و ذوق عرفان دریافته و با سلاح دلیل و برهان آراسته بود اظهار داشت و گفت:
[١]ـ الشفاء (الطبیعیات) ج ١، ص ٩٩.