مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨ - در ترجمه احوال علاّمه حلّی
آن را امیر سیفالدّوله صدقةبن منصور مزیدی اسدی که از امراء دولت دیالمه بوده است، در ماه محرّم سنۀ ٤٩٥ بنا کرده است و به همین جهت آن را حلّۀ مزیدیّه و حلّۀ سیفیّه گویند؛ و برای اهمیّت آن همین بس که علاّمۀ مجلسی در مجلّد السّماء و العالم از بحار، از خط مرحوم شیخ شهید نقل کرده است که او گفته است: من یافتهام به خط جمالالدّینبن المطهّر، و او از خط پدرش یافته است که او گفته است: من رقعهای را به خط قدیمی بدین مضمون یافتهام:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
هذا ما أَخبرَنا به الشیخُ الأَجلُّ العالمُ، عزُّالدین أبوالمکارم حمزةُبن علیبن زهرةَ الحسینی الحلبی، إملاءً من لفظه عند نُزولِه بالحلّة السیفیّة؛ و قد وَرَدَها حاجًّا سنةَ أربعٍ و سَبعینَ و خمسَمِائةٍ ٥٧٤ و رأَیتُه یلتفتُ یَمنَةً و یَسرَةً، فسأَلتُه عن سبب ذلک، قال: إِنّنی لأَعلمُ أنّ لِمدینتکم هذه فضلًا جزیلًا!
قلتُ: و ما هو؟
قال: أَخبرَنی أَبی، عن أَبیه، عن جعفربن محمّدبن قولَوَیه، عن الکلینی، قال: حدَّثَنی علیّبن إبراهیم، عن أَبیه، عن ابن أَبیعُمَیر، عن أبیحمزةَ الثّمالی، عن الأَصبغبن نُباتةَ، قال: صَحِبْتُ مولای أمیرَالمؤمنین علیهالسّلام عند وروده إلی صِفّینَ و قد وَقَفَ علی تَلٍّ غَزیرٍ [عریرٍ] ثُمّ أَومأَ إلی أَجَمَةٍ ما بینَ بابلَ و التلِّ، و قال: ”مدینةٌ و أیُّ مدینةٍ!“
فقلتُ: یا مولای! أَراک تَذکُرُ مدینةً، أَ کان هاهنا مدینةٌ و انمَحَت آثارُها؟!
فقال: ”لا، ولکن ستکون مدینةٌ یُقالُ لها: الحلّةُ السیفیّة، یُمَدِّنها رجلٌ من بنیأَسدٍ، یَظهَر بها قومٌ أَخیارٌ لو أَقسَمَ أَحدُهم علی الله لَأَبرّ قَسَمَه.“ ـانتهی.[١]
[١]ـ بحارالأنوار، ج ٥٧، ص ٢٢٢.