مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٢ - مبادی نظریّه نسبیّت اینشتین
حکم به تواقت طلوع آن با ٢١ فوریه ١٨٧١ نسبی است؛ یعنی نسبت به اهالی زمین است و مطلقاً ثابت نیست.
از اینجا بدست میآید که هر جسمی و هر شخصی که حادثی نسبت به آن سنجیده میشود، دارای زمانی است مختصّ به خود و مخالف با زمان جسم دیگر و شخص دیگر.
و هرگاه جسمی و یا شخصی که حادث را نسبت به او میدهیم نباشد، گفتن اینکه فلان حادث در فلان زمان واقع شد غلط است؛ باید بگوئیم: نسبت به که و کجا؟ و اگر جسمی و شخصی نباشد اصلاً زمانی وجود ندارد؛ پس تمام احکام نسبت به تعیین مکان و یا زمان کائنات نسبی است.»
[مبادی نظریّه نسبیّت اینشتین]
در فصل ١٧ [گوید]:
«در مبادی نسبیّت، قبل از اینشتین، منکوسکی و لورنتز و پوانکاره و غیره عقیدۀ نسبیّت را ابراز داشتهاند؛ ولی اوّلین کسی که بر اساس قواعد ریاضی آن را به اثبات رسانید اینشتین بود. او نخست نسبیّت را در حرکتهای مستقیم ثابت کرد (نسبیّت خاصّ) و سپس در کلّیّۀ فضا، چه حرکتهای مستقیم و چه حرکتهای دوری (نسبیّت عامّ).
نظریّۀ اینشتین[١] بر چند مبادی قرار گرفته است:
١ـ عمومیّت حرکت؛
[١]ـ اقول: اینکه میگویند: نظریۀ اینشتین را غیر از چهارده نفر در دنیا نفهمیدهاند مربوط به محاسبات و ریاضیّات عالیه است، وگرنه اصل فرضیّۀ نسبیّت بدون قواعد ریاضی و فرمولهای او که در خصوص محاسباتش به کار برده است مشکل نیست و قابل فهم برای افرادی است که مختصر آشنائی به علوم داشته باشند.