مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢١٩ - کیفیّت أسفار أربعه به نقل از مرحوم محمّد رضا قمشهای
|
هفت شهر عشق را عطّار گشت |
ما هنوز اندر خم یک کوچهایم |
و چون سالک از مقام روح بگذرد و جمال حقّ بر او متجلّی گردد و خود را در ذات حقّ فانی کند، سفر اوّل او به پایان رسیده و وجود او حقّانی میگردد و مَحو بر او عارض میشود و به مقام ولایت میرسد، و از موقف ذات که مقام سرّ است شروع میکند در سفر دوّم و یک یک در کمالات سیر میکند تا آنکه جمیع کمالات حق را مشاهده و خود را در تمام اسماء و صفات فانی میبیند؛ فبِهِ یَسْمَع و بِهِ یَبْصُر و بِهِ یَمْشی و بِهِ یَبْطُش.
و سرّ: مقام فناء در ذات، و خفیّ که عالیتر است: مقام فناء در صفات و أسماء و افعال است، و مقام أخفی: مقام فناء از دو فناء ذات و صفت است که آخرین مرحلۀ سفر ثانی است.[١] (و إن شئتَ قلتَ: السّرُّ: فَناءُ ذاتِه و هو مُنتهی السّفَرِ الأوّلِ و مبدءُ السّفَرِ الثّانی، و الخَفاءُ: هو الفَناءُ فی الأُلوهیّة، و الإخفاءُ: هو الفناءُ عن الفنائَین؛ فیَتِمُّ دائرةُ الوَلایةِ و ینتهی السّفرُ الثّانی و ینقطع فنائُه و یَأخذُ فی السّفر الثالث.)
پس: سفر اوّل عبور از عالم ناسوت و ملکوت و جبروت، و سفر دوّم عبور از عالم لاهوت است. امّا سفر سوّم و سفر از حقّ به سوی خلق بالحقّ عالیتر از سفر دوّم است؛ یعنی سکر و محو از بین میرود و با وجود فناء در حق و فناء در صفات حقّ و فناء از فناء، سالک در مقام افعال سلوک میکند و با صَحو تامّ باقی به بقاء حق میگردد، و تمام عوالم جبروت و ملکوت و ناسوت را به أعیانها و لوازمها
[١]ـ حکیم سبزواری در حاشیۀ اسفار طبع سربی، ص ٢١ فرموده است: «و أمّا الفَناءُ فله مراتبُ: المَحوُ و الطَّمْس و المَحْق؛ فالمَحوُ: فَناء أفعال العبد فی فعل الحقّ تعالی، و الطَمْسُ: فَناءُ صِفاته فی صِفتِه، و المَحْقُ: فَناءُ وجودِه فی وجوده.» ـ انتهی. و بنابراین مراتب فنا را به عکس مرحوم قمشهای دانسته است.